×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
از پول نفت برای توسعه آن استفاده نکردیم/ ال ان جی جای نفت خام را می گیرد

میزان تولید نفت در این سال‌ها که هیچگاه از چهار میلیون بشکه در روز فراتر نرفته و توسعه نفت در صنایع پایین دستی نظیر صنایع پتروشیمی و پالایشگاهی با سرعت مناسب پیش نرفته است. حسین آفریده عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی امیر کبیر ورییس دانشکده مهندسی انرژی است. او در دوره ششم وهفتم مجلس عضو کمیسیون انرژی مجلس و در دوره‌هایی رییس و نایب رییس این کمیسیون بوده است. در گفت و گو با حسین آفریده به بررسی عوامل عقب ماندگی در صنعت نفت و شرایط امروز این صنعت به دلیل مشکلات موجود در سیاست خارجی پرداختیم. شما را به مطالعه این گفت و گو دعوت می کنیم.

 

در طول چهار دهه اخیر هیچگاه میزان تولید نفت در کشور ما از ۴ میلیون بشکه فراتر نرفته است. بسیاری معتقدند که این یک نوع درجا زدن است نظر شما در این مورد چیست؟ بسیاری معتقدند اگر آن حجم از هزینه سیاسی و اقتصادی که به پای صنعت هسته ای ریخته شد اگر به صنعت نفت اختصاص می‌یافت اوضاع بهتر بود. نظر شما در این مورد چیست؟

 

صنعت هسته ای جدای از صنعت نفت است و این دو را نمی توان با هم مقایسه کرد.اگر در افق بسیار دراز مدت نگاه کنیم انرژی های تجدیدناپذیر تمام می‌شوند و کشورها باید به فکر جایگزین باشند.تنها جایگزین موجود فعلاانرژی هسته‌ای است. کشور نمی‌تواند از صنعت هسته‌ای غافل شود وعقلانی این است که در این زمینه کار کند. دلیل اینکه ما در چهار دهه گذشته در جا زدیم، این است که ما پول نفت را صرف خود نفت نکردیم. در یک مقطعی ( دولت آقای خاتمی) شاهد افزایش تولید بودیم که البته این رشد در صنعت گاز و میعانات گازی وسیع‌تر بود و در صنعت نفت در میدان‌های مختلف شروع به برداشت از میادین جدید یا کار در میادین کردیم. به اعتقاد من نمی‌توان گفت صنعت هسته ای سبب شد که چنین اتفاقی بیفتد اصل این موضوع درست نیست .ما باید طبق برنامه‌ها و قوانین خود سعی می‌کردیم وابستگی خود را به نفت کم می‌کردیم.  باید پول نفت را برای استخراج نفت سرمایه‌گذاری می‌کردیم.

 

صحبت بر سر همین است که آیا بهتر نبود که ما به جای سرمایه گذاری در هسته ‌ای به سمت توسعه صنعت نفت می‌پرفتیم؟ آیا در این صورت هزینه کمتری به کشور تحمیل نمی‌شد؟

 

واقعیت این است که در صنعت هسته‌ای سرمایه‌گذاری خیلی سنگینی نشده است، اما اینکه تبعات صنعت هسته ای بعد از تحریم ها متوجه صنعت نفت شده ،درست است .اشکال بر این است که ما منابع نفتی را برای واردات کالاهای اساسی و غیره هزینه کردیم و برنامه ای برای کشور نداشتیم که مانند دیگرکشورها، اقتصاد را  بدون نفت اداره کنیم. دلیل آن بسیار واضح است که وقتی نتوانستیم یک سیستم مدیریتی خوب را برای اداره وزارتخانه ها انتخاب کنیم ،نتیجه اش را در ناتوانی در برنامه ریزی به منظور اداره آنها دیدم. به منظور اصلاح وضعیت معمولاً دولت‌ها لایحه  به مجلس می‌آورند و یا مجلس خود پیش قدم می شود.در آنجا هم نتوانستیم  نمایندگان با تجربه داشته باشیم. متاسفانه اولین اقدامی که  در مجلس انجام می‌دهند این است که به درآمدهای نفتی دست‌اندازی می‌کنند و این درآمدها صرف کالاها و هزینه‌هایی جز سرمایه‌گذاری در صنعت نفت می کنند . در صورت اصلاح این موضوع هم اکنون و در مقطع فعلی  منابع مالی کافی را داشتیم  و به جای حوالی ۴ میلیون بشکه نفت ۵، الی ۶ میلیون بشکه ظرفیت تولید داشتیم.

 

 نکته بسیار مهم این است که در کشور ما  هنوز بر سر توسعه  صادارت نفت هم  اختلافات جدی است. بسیاری صادرات نفت خام را تعبیر به خام فروشی می‌کنند. از سوی دیگر بسیاری تحلیل ها بر این پایه استوار است که نفت خام در آینده نچندان دور جایگاه خود را به عنوان مهمترین منبع انرژی از دست می دهد.از همین رو باید از فرصت باقی مانده نهایت بهره را برد و به سرمایه‌گذاری و افزایش صادرات اقدام کرد. نظر شما در این مورد چیست؟

 

اینکه سبد انرژی دنیا از نفت خام به سمت گاز می رود،اتفاق خواهد افتاد.اکنون شرکت‌های بزرگ نفتی قسمت های مربوط به گاز، فعال تر و بزرگتر می شود.گاز فرآورده تمیزتری برای محیط زیست است . دنیا به سمت ال ان جی (LNG)رفته ولی ما از همه دنیا عقب مانده ایم.اکنون ال ان جی ،جای نفت خام را  می گیرد. من معتقدم که گاز نسبت به نفت در بازار مصرف آینده مطلوب تر خواهد بود اما اینکه نفت جایگاه خود را از دست بدهد درست نیست. زمانی نفت جایگاه خود را از دست می دهد که جایگزین قوی تری داشته باشیم .اکنون انرژی هسته ای محدود است وکشورهای دارای صنعت گاز محدودهستند .بنابراین کماکان در بازار ،نفت مورد توجه خواهد بود.

 

در این میان خام فروشی که بسیاری اخیرا منتقد آن شده اند در ایران و آینده اقتصادی آن چه تاثیری خواهد داشت؟

 

اگر ما خام‌فروشی نکنیم و با تبدیل به فرآورده، بازار ایجاد کنیم عمل مثبتی است. البته فراورده ای که با استانداردهای بین المللی مطابقت داشته باشد نه بنزینی که در داخل مصرف می کنیم چون خریداران به سمت محصولاتی می روند که حداقل آلودگی را داشته باشد. لذا باید سرمایه گذاری درست برای این کار انجام شود که به شرایط عادی برمی گردد.در شرایط کنونی، برای سرمایه گذاری تبدیل نفت خام به فرآورده‌ها فضا کمتر است.دیدید که بعد از برجام تمایل فراوانی برای فعالیت در ایران بود،چه در قراردادهای IPC و چه در صنایع پایین دستی ،که در داخل کشور برای آن گارد گرفته شد و گرفتن این فرصت، اشتباه بزرگ تاریخی در کشور بود.اگر بخواهیم نفت خام را به فراورده تبدیل کنیم با معجزه که نمی‌شود، باید پول ومنابع باشد که پول و منابع در یک شرایط هموار وارد کشور می‌شود. بخشی از شرایط  ناهمواره از بیرون به ما تحمیل می‌شود و بخشی از آن ناخواسته در داخل کشور با موضع گیری‌ها و اطلاعات ناقص تحمیل می‌شود.اکنون این پرسش که چرا تولید بالای ۴ میلیون بشکه نشده است؟ دارای جواب روشن است: اگر اجازه دهیم قراردادهای IPC اجرا شود،اگر اجازه ورود شرکت ها و ایجاد فرصت را دادیم به این نقطه خواهیم رسید.ما در منطقه عراق، عربستان ،آذربایجان ،ترکمنستان و امارات را داریم و فقط چشم‌ها به سمت ایران نیست.اگر ما در معامله و سرمایه گذاری نگاه برد-برد نداشته باشیم فرصت‌ها از دست می‌رود.من بارها و بارها گفتم ما باید در خزر مشارکت در تولید (Production sharing ) را بپذیریم.در خزر هم نتوانستیم کاری کنیم اما آیا دیگران هم کاری نکردند؟ آذربایجان وترکمنستان در خزر کاری نکردند؟ آنها شرایط بهتری را فراهم کرده بودند.زمانی که شرایط را بهتر کنیم کشورهایی که دارای تکنولوژی هستند سرمایه‌گذاری می‌کنند و در دراز مدت هم می توان تولید را بالا برد.ما باید کشور را اداره کنیم و نمی‌توان گفت خام فروشی نکنیم.ما اکنون باید تولید را ادامه دهیم و تلاش کنیم در همین فضا هم دیگران را برای ورود به کشور ترغیب کنیم واز آمدن آنها استقبال کنیم نه اینکه  در روزنامه‌ها مطالبی در مخالفت با سرمایه‌گذاری بنویسیم .اگر منافع را درنظرمی گرفتند،اکنون ال ان جی ایران در صادرات بود. ما از پول نفت برای پوشش ضعف مدیریت استفاده کردیم و برای توسعه نفت استفاده نکردیم.

 

در آستانه تحریم‌های آمریکا قرار داریم. بسیاری معتقدند روشی که آمریکا در مورد نفت ایران در پیش گرفته ممکن است در آینده نچندان دور سرنوشتی نظیر ونزوئلا را برای ما رقم بزند که با وجود ذخایر انبوه نفت اکنون اهمیت و جایگاه خویش در سیستم اقتصاد جهانی را کامل از دست داده، امکان دارد چنین وضعیت و سرنوشتی در انتظار ایران باشد؟

 

من اعتقاد دارم اگه ایران هوشمندانه عمل کند و با اتحادیه اروپا همکاری نزدیکی داشته باشد و مذاکرات با اروپایی ها را که می خواهند برای ایران معامله و کار ایجاد کنند ،ساماندهی کند و در آن تعقل به کار گرفته شود و هیجانات غالب نشود ،آمریکا نمی‌تواند به نیت خود برسد. تحریم‌ها از نیمه آبان شروع می شود و عملاً جایگزینی برای ایران در بازار نفت وجود ندارد. عربستانی ها و روس ها اعلام آمادگی کردند، همکاری کردند ولی نباید فراموش کنیم ما وارد فصل زمستان می شویم و تقاضا برای نفت بالا می رود و مسلما  قیمت نفت بالا می رود.ممکن است آمریکا ذخایر استراتژیک خود را رها کند( امکان آن هم وجود دارد )و بعد از گذشت چند ماه بر تولید ایران اثرگذار باشد اما در دراز مدت این توانایی را نخواهد داشت. زمانی که به سمت بهار وتابستان برویم،عربستانی که اعلام تولید بیشتر وجایگزینی برای ایران می‌کند، مصرف داخلی آن بالا می‌رود و عملاً آن چیزی که شعار می دهد را نمی‌تواند تامین کند و آمریکا هم اگر ذخیره استراتژیک خود را رها کرده باشد دیگر چیزی برای ارائه نخواهد داشت.پس ما باید با اروپا مناسبات و تفاهمات خوبی داشته باشیم و از تضاد میان  آمریکا با چین ،اروپا  وحتی روسیه استفاده کنیم. چین در تلاش نزدیک شدن به اروپا است، روسیه در مذاکرات با اتحادیه اروپا صحبتی از جایگزینی یورو در مبادلاتش می کند.پس ما باید این اتفاقات را درست رصد کنیم و اگر هوشمندانه عمل کنیم می‌توانیم از این فرصت‌ها استفاده کنیم و نگذاریم تاثیری که آمریکا می خواهد در اقتصاد ایران  ایجاد کند حاصل نشود.

 

با این توضیحات پس خطر تبدیل صنعت نفت ایران به وضعیتی شبیه ونزوئلا وجود دارد؟

 

من معتقد نیستم که ایران ونزوئلا می شود. فقط در یک صورت احتمال چنین مسئله ای وجود دارد که ما شتاب زده با اتحادیه اروپا بهم بزنیم و از برجام خارج شویم و بستر را برای تهاجم خود فراهم کنیم.

اکنون آمریکا در گوشه رینگ است. تمام کشورها می‌گویند قرارداد بین المللی با ایران را امضا کردی  و در شورای امنیت تایید شد و حالا از آن خارج می شوی و تمام قرائن بر این است که ایران بر آنچه توافق کرده پایبند بوده است. ایران در موقعیت خوبی قرار دارد و آمریکا تاکنون به این اندازه در شورای امنیت تحقیر نشده بود و شاید آمریکایی‌ها هم تحقیر شدن در شورای امنیت را ببیند از آن رنج می‌برند. دلیل این اتفاق این بود که امروزآمریکا آنچه که انجام می دهد با آنچه که ادعا می کرد، فاصله گرفته است.در این شرایط وقتی همه چیز در بین الملل  به نفع ما است، نباید آن را بهم بزنیم. اکنون فرصت بسیار حساس است و کشور نیازمند تصمیمات سنجیده و با تعقل است.

 

ارزیابی شما از عملکرد روسیه در بازارهای نفت، به خصوص پس از خروج ترامپ از برجام چیست؟ بسیاری معتقد هستند که روسیه شریکی قابل اعتماد برای ایران در بازارهای نفتی است. این در حالی است که این کشور  پس از خروج آمریکا از برجام  تئلید نفت خویش را به شدت افزایش داده و حتی گفته که تلاش خود برای جبران کمبود نفت را انجام می دهد؟

 

روسیه به دنبال منافع خود است و می‌خواهد در بازار انرژی و در منطقه نفوذ خود را پیدا کند.امروز در دنیا هر کشوری منافع خودش اولویت دارد.طبیعی است که روسیه به عنوان یک کشور، منافع خود را می بیند. زمانی که بازاری ایجاد شود و قیمت نفت بالا باشد،روسیه  از ناحیه منافع خود به آن نگاه می‌کند و اگر برنامه‌های دیگری دارند سعی می‌کند که در کشورهای منطقه به هر شکلی حضور داشته باشد. دوکشور در برخی موارد می‌توانند دوستی و همکاری داشته باشد و در برخی موارد ممکن است نظر موافق نداشته باشند.به عنوان مثال عراق به ما بسیار نزدیک است و اگر برنامه‌های وزارت نفت عراق را ببینید متوجه می شوید کشوری است که در راستای منافع نفتی ما کاری نکرده است. بعد از اتمام جنگ عراق در اولین اقدام میدان های نفتی که نزدیک مرز به اروپایی هابود را واگذار کرد.روسیه همین طور است .روسیه در راستای منافع خود همکاری می‌کند و اگر از این منظر نگاه کنیم امکان دارد هر اتفاقی بیفتد. با اینکه عضو اوپک نیست با اوپک همکاری کند و آنچه که به ضرر ایران تمام می شود، اتفاق بیفتد چون هر کشور به منافع ملی خود از دیدگاه خود نگاه می‌کند.ما هم باید به منافع ملی خود از دیدگاه خودمان نگاه کنیم و بهتراست از سیاستمداران و مسئولان  به این موارد توجه کنند.

 

 

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false