×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
بخش خصوصی باید پیش از تحریم‌ها برای فروش نفت آموزش می‌دید

بیش از دو هفته از عرضه نفت در بورس انرژی ایران زمان می‌گذرد. مساله‌‍ای که موافقان و مخالفان زیادی دارد. در این میان عده‌ای معتقدند فروش شتاب‌زده نفت در بورس در زمان بحران و بدون آماده کردن ساز و کارهای لازم باعث می‌شود تا نتایج مورد انتظار از آن حاصل نشود. این افراد معتقدند این شتاب زدگی ممکن است بیشتر از تولید سود به ایجاد آسیب منجر شود.

در گفت و گو با آیزاک سعیدیان، کارشناس ارشد اقتصاد به این مساله پرداخته‌ایم. توجه شما را به آن جلب می‌کنیم:

از ششم آبان عرضه نفت در بورس انرژی آغاز شده است، نظر شما درباره ساز و کار عرضه نفت در بورس انرژی و امکان پایدار ماندن و نتیجه دادن این کار چیست؟

در وهله اول من مقداری با به کار بردن واژه بورس برای این عرضه مخالفم چرا که بورس در تمام دنیا به عنوان شفاف‌ترین محل داد و ستد شناخته می‌شود اما در حال حاضر بازاری که برای نفت ما در بورس تعریف شده است به گونه‌ای است که اسامی خریداران محرمانه است و نام آن‌ها اعلام نمی‌شود، به همین علت من این امر را درست نمی‌دانم که به عنوان بازار بورس به این بازار نگاه کنیم.

اما برگردیم به این مساله که آیا موفق خواهد بود یا نه؟ بازار بورس ساز و کار خودش را دارد، ساز و کاری که با عجله برای این بازار تعریف کرده‌اند به نظر من نمی‌تواند در بلند مدت موفق باشد. الان عنوان شده است که شرکت‌های خصوصی می‌توانند در این به اصطلاح بورس خرید و فروش انجام دهند یعنی خرید کنند و نفت را به کشورهای دیگر صادر کنند، ولی ما می‌دانیم که نزدیک به صد سال است که شرکت ملی نفت ایران فقط توان دارد که نفت ما را صادر کند و هیچ شرکت خصوصی ایرانی تا این لحظه ساز و کار خرید و فروش نفت در دنیا را نمی‌داند و من نمی‌دانم بر چه مبنایی یک شبه این پایه گذاشته شد که شرکت‌های خصوصی می‌توانند در بورس نفت بخرند. فرض کنیم که شرکتی خصوصی هم آمد و توان مالی که هم سرمایه بالایی را می‌خواهد و هم ریسک بالایی دارد را داشت و توانست نفت را خریداری کند، کانال‌های فروش را چه می‌خواهد بکند؟ نفتی که تمام کانال‌های فروش آن در اختیار دولت و وزارت نفت است. چرا باید شرکت خصوصی سرمایه خود را در معرض ریسک قرار دهد آن هم با مبادلاتی که ما داریم و مسائلی که برای دریافت پول هست. به نظر من در حال حاضر بعضی از شرکت‌هایی که وابسته به دولت و زیر مجموعه آن هستند به بورس نفت ورود کرده‌اند و آن را خریداری کرده‌اند و بنا است که نفت ما را در دنیا عرضه کنند.

به نظر من عرضه نفت در بورس انرژی در دراز مدت نمی‌تواند جواب مثبتی به ما بدهد. اگر در وضعیت آرامش و در زمان سکون بازار بودیم و شرکت‌های خصوصی آموزش‌های لازم را دیده و مشتری‌های نفت را می‌شناختند، ساز و کار قراردادهای نفتی را می‌دانستند امکان بالایی وجود داشت بتوانیم در این برهه که ما تحریم هستیم و به شرکت‌های خصوصی‌مان احتیاج داریم، از این پتانسیل استفاده بکنیم اما در این شرایط من بعید می‌دانم که در بلند مدت از این مساله استفاده کنیم. علاوه بر این من عقیده دارم احتمال اینکه از این ماجرا چیزی مانند آقای زنجانی به وجود بیاید کم نخواهد بود.

اتفاقا عده‌ای یکی از دلایل فروش نفت در بورس را همین مساله می‌دانند. این که دولت ما، وزارت و شرکت نفت ما تحریم هستند و امکان صادرات نفت برایشان پایین آمده است و بنابراین بخش خصوصی باید به این عرصه ورود کند، حتی آقای کاردر در جمع خبرنگاران از بخش خصوصی خواستند که مشارکت ملی کند و نفت را بخرد و برای فروش به کشورهای دیگر ببرد و ارز حاصل از آن را به کشور بیاورد. نظر شما در این‌باره چیست؟

شرکت‌های خصوصی به قول ایشان و یا شرکت‌هایی که زیر مجموعه شرکت نفت هستند اگر بخواهند نفت ما را دنیا عرضه کنند باید از مبادی غیر رسمی اقدام کنند. خیلی ساده بگویم، وقتی که کشورهای دیگر می‌خواهند به صورت غیر رسمی از ما نفت بخرند ما مجبوریم نفت‌‍مان را با تخفیف خیلی خوبی عرضه کنیم چرا که خرید نفت از کشور ما برای کشورهای دیگر مخاطره آمیز خواهد بود. این کشورها باید ساز و کار مالی که ما الان داریم بپذیرند و مخاطرات معامله با ما را به جان بخرند، بنابراین ما باید برای خریداران نفت‌مان جذابیت قیمتی داشته باشیم تا آن‌ها برای خرید از ما تشویق شوند.

از منظر دیگر بیشترین درآمد کشور ما از نفت است. ما باید ارز حاصل از فروش نفت را داخل کشور بیاوریم و برای هزینه‌های جاری کشور و واردات مصرف کنیم، بنابراین وقتی مجبور باشیم نفت را به قیمت‌هایی پایین‌تر از قیمت جهانی عرضه کنیم یک چاره بیش‌تر نخواهیم داشت و آن حفظ نرخ ارز در بازار آزاد در یک کف قیمتی معین است. اگر نرخ ارز ما پایین بیاید و ما هم نفت‌مان را ارزان تر از قیمت‌های جهانی در بازارهای غیر رسمی به فروش برسانیم قطعا دچار یک کسری بودجه بسیار بزرگ خواهیم شد و برای مصارف بودجه جاری کشور در سال ۹۸ به مشکل بزرگی بر خواهیم خورد. اگر کشور ما بتواند این مسیری که در آن قرار دارد با ثابت نگه داشتن نرخ ارز و یا دامنه مشخص نوسان نرخ ارز و یا فروش نفت به همین منوال طی کند ما می‌توانیم تا حدی از این بحران عبور کنیم چرا که بلاخره توانسته‌ایم نفت خود را بالا یا پایین به یک قیمتی به دنیا عرضه کنیم و درآمدش هم با احتساب ثابت نگه داشتن نرخ ارز وارد کشور کنیم. البته مهم‌تریم مساله‌ای که برای ما وجود دارد و من کمتر کسی را دیده‌ام که به آن اشاره کند به بعد از این بحران مربوط می‌شود. مسلما پس از این بحران ما می‌خواهیم با کشورهای دنیا مانند زمان پس از برجام مذاکره ‌کنیم و به راه حلی برسیم و دوباره صادرات نفت‌مان را از سر بگیریم. الان اگر توجه کنید کشورهای رقیب مانند روسیه و عربستان به شدت در حال بلعیدن سهم بازار نفت ما هستند، برای مثال پس از امضای برجام آقای زنکنه و تیم ایشان چیزی حدود ۱۸ تا ۲۴ ماه مذاکره می‌کردند تا فقط مشتریان قدیمی که از ایران رفته بودند دوباره به پای میز مذاکره برای خرید نفت ایران بیاورند، بنابراین وقتی که کشورها از ایران می‌روند و با کشورهای دیگر قرارداد می‌بندند دوباره جذب کردن آن‌ها برای خریدها و قراردادهای بلند مدت بسیار زمان‌بر و زیان‌ده خواهد بود. پس از برجام آقای زنگنه ۲۴ ماه مذاکره کردند و حدود ۲۶ ماه طول کشید تا اولین قرارداد نفتی ما پس از برجام امضا شد بنابراین بیش‌ترین مشکلی که برای ما پس از تحریم‌ها به وجود خواهد آمد قراردادهای جدید است که می‌خواهیم با کشورهای دنیا ببندیم.

آقای سعیدیان سوال دیگری درباره عرضه نفت در بورس وجود دارد و آن این است که یکباره عرضه کردن فیزیکال نفت در بورس اشتباه است و بهتر بود که ابتدا اوراق منتشر شود و مقدمات نرم‌افزاری بازار فراهم شود و بعد به مرور زمان به مرحله فروش فیزیکی نفت برسیم. در اینباره چه نظری دارید؟ اگر در همین شرایط بحرانی کشور این مقدمات را فراهم می‌کردیم آیا امکان داشت که عرضه نفت در بورس موفق تر شود؟

کمی با شما مخالفم. اگر ما در شرایط آرامش بازار شرکت‌های خصوصی‌مان را آموزش می‌دادیم و به آن‌ها اجازه می‌دادیم در حوزه نفت و گاز فعالیت کنند و بتوانند خرید و فروش انجام دهند امروز این پتانسیل قابل استفاده بود. اما اگر الان اوراق قرضه نفتی منتشر می‌کردیم تنها فایده‌ای که برای ما داشت جمع کردن نقدینگی سرگردانی بود که به سوی بازارهای موازی مانند طلا و سکه یا ارز رفته است. اوراق می‌توانست بخشی از آن نقدینگی سرگردان را با توجه به نرخ سود جذابی که برایش تعریف می‌کردند جذب کند وگرنه ساز و کار زیرساختی برای بورس نفت ما ایجاد کند.

در پایان چیزی برای اضافه کردن دارید؟

نکته‌ای که در پایان می‌خواهم بر آن تاکید کنم این است که با توجه به تحریم‌های فعلی با توجه به ساز و کاری که فعلا برای فروش نفت به وجود آمده و با شرایط جدید که وزارت خارجه آمریکا درباره معافیت برخی کشورها تا بهار آینده برقرار کرده، که می‌توانند در برابر کالا یا همان تهاتر از ما نفت خریداری کنند، من فکر می‌کنم تنها راهی که برای برون رفت وجود دارد حفظ نرخ ارز در یک کف قیمتی است. چرا که اگر پایین تر از یک حد مشخص بیاید متاسفانه در سال ۹۸ با کسری بودجه و تورمی لجام گسیخته خواهیم شد به این دلیل که وقتی نرخ ارز پایین بیاید درآمدهای جاری کشور کم و بالطبع نرخ خدمات زیاد خواهد شد و این موجب تورمی مضاعف در سال ۹۸ خواهد شد.

 

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false