×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
برخی فکر می کنند استقلال یعنی دیوار کشیدن دور کشور

صنعت نفت در یکصد سال اخیر پیشران اصلی توسعه و موتور محرک بسیاری از تحولات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بوده است. با این همه اما در دهه‌های اخیر بدلیل برخی مشکلات همچون جنگ، تحریم و حتی عدم تفاهم ملی در مورد نحوه توسعه این صنعت، شاهد عقب ماندگی‌‌های شدید در این حوزه بوده‌ایم. هفته گذشته سند الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت منتشر شد. بر اساس این سند ایران تا سال ۱۴۴۴ می‌تواند به یکی از ده اقتصاد برتر جهان تبدیل شود. در این بین پرسش اصلی این است که الزمات دستیابی به چنین اهدافی چیست؟ نقش صنعت نفت در دستیابی به این اهداف چیست؟ آیا استمرار اختلافات بر سر بدیهی‌ترین امور نظیر ضرورت افزایش ظرفیت تولید و صادارت نفت، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و تکنولوژی ایران را به چنین اهدافی خواهد رساند؟ در گفت و گو با سید مهدی حسینی رئیس سابق کمیته بازنگری قراردادهای نفتی به بررسی این موضوعات پرداختیم.

بر اساس اسناد بالادستی نظیر سند الگوی پیشرفت که هفته پیش منتشر شد، کشورمان دارای پتانسی قرار گرفتن در ۱۰ اقتصاد برتر جهان تشخیص داده شده. به نظر شما برای دست یافتن به چنین اهدافی چه باید کرد؟ 

اگر بگوییم کشور ما از نظر پتانسیل همه جانبه برای هاب (محل تمرکز) بودن در منطقه را دارد، یعنی نه فقط نفت و گاز بلکه معادن، افراد تحصیل کرده، دانشگاه‌ها، چهار فصل بودن کشور که خود مزیت بسیار بزرگی است، داشتن ۱۵ همسایه در اطراف که نوید بازارهای بزرگ صادراتی را به ما می‌دهد، صادرات علم، دانش و محصولات دانش بنیان. این لحاظ مسائل صادراتی، از نظر مباحث تحصیلی دانشگاه‌های ما می‌توانند فرصت‌های زیادی را ایجاد کنند تا کشورهای در حال توسعه اطرافمان از این دانشگاه‌ها به جای رفتن به هاروارد و برکلی و اسنفورد به دانشگاه‌های تهران و شریف و امیرکبیر بیایند. این پتانسیل‌ها در کشور وجود دارد، آن‌چه که نیست و آن‌چه که کم است مساله مدیریت این منابع برای مورد استفاده قرار گرفتن و برنامه ریزی توسعه است. این یک واقعیت است.

شریان اصلی اقتصادی کشور را نفت و گاز است، با این حال اما توسعه صنعت نفت ایران با مشکلات بزرگی مواجه است. وزیر نفت هفته گذشته در چهارمین کنگره نفت و نیرو گفت که برای ایجاد اشتغال، بهبود فرایند چرخش پول در جامعه و … باید صنعت نفت را توسعه دهیم. برای توسعه صنعت نفت باید شاهد چه تحولاتی باشیم؟

مسلما ما جایگاه برجسته‌ای که در نفت و گاز داریم، یعنی به لحاظ ذخائر رتبه اول گاز و رتبه سوم یا چهارم نفت در دنیا را داریم. که این ذخائر اگر تکنولوژی را برای استفاده از آن‌ها به کار ببریم، می‌توانند خیلی بیش‌تر از آن‌چه که فکر می‌کنیم باشند، به عنوان مثال اگر ما ضریب بازیافت‌مان را در نفت از حدود ۲۳-۴ درصدی که الان هست به حدود عددی که عربستان دارد برسانیم، یعنی ۵۰ درصد برسانیم دیگر ۵۰ میلیون بشکه نفت قابلیت استحصال نداریم و ۳۰۰ میلیون بشکه نفت خواهیم داشت. یعنی اعداد تا این حد عوض خواهند شد. به هرحال با همین اعداد و تکنولوژی که امروز داریم، ما یکی از برجسته‌ترین فرصت‌های انرژی را در اختیار داریم، اما تهدیدهایی نیز وجود دارد. این تهدیدها در بخش انرژی یکی منابع تجدید پذیر انرژی است که به سرعت در حال رشد هستند، به طور مثال در سال ۲۰۱۷ انرژی باد در منابع تجدیدپذیر بالاترین رقم رشد را داشته است و پس از آن انرژی خورشیدی، از همه مهم‌تر سهم مهمی را بایوفیول دارد. اما از همه این‌ها که بگذریم فرصت‌های خاصی ممکن است که به وجود بیاید. ببینید تا چند سال پیش ما راجع به شیل چیزی نمی‌گفتیم و چیزی نمی‌دانستیم ولی امروز شیل سهم بزرگی در تولید نفت و گاز دنیا دارد در حالی که شیل به لحاظ ماهیت زمین شناسی به گونه‌ای است که اصلا نمی‌توان فکر کرد داخلش نفت باشد. گذشته از این ممکن است تکنولوژی‌های دیگری پیدا شود که این همان تهدیدهاست. تکنولوژی‌های دیگر این است که ما چه بکنیم که بتوانیم از ذغال سنگ بهینه استفاده کنیم، این گاز متانی را که به اتمسفر می‌رود کم کنیم تا این‌قدر آلاینده نباشد، خب این همه مخازن عظیم ذغال سنگ در دنیا وجود دارد، خطر دیگر این است که هیدروژن تولید بشود، اگر بتوانند با تکنولوژی‌های ارزان و سریع و در حجم بالا هیدروژن تولید بکنند بالاترین ذخیره‌ها آب است و تمامی اقیانوس‌ها در اختیارشان است، حالا انرژی اتمی و گداخت و این‌ها هم که به جای خود. بنابراین ما باید این فرض را داشته باشیم که نفت غیر از این‌که ممکن است به طور طبیعی تمام شود، ممکن است به خاطر انرژی‌های جایگزین بازار خود را از دست بدهد و اصلا دیگر مصرفی به این معنا که امروز دنیا را وابسته به نفت می‌بینیم نداشته باشد، این احتمال‌ها وجود دارد. بنابراین ما باید هرچه سریع‌تر از منابع‌مان استفاده کنیم و این‌ها را به ثروت‌های ملی تبدیل کنیم، نفت زیر زمین ممکن است هر آن بی ارزش شود در حالی که نفت روی زمین می‌شود بشکه های هشتاد ، نود ، صد دلاری و در سال‌های آینده ممکن است با توجه به افزایش تقاضا و کاهش عرضه دلارهای بسیار بسیار بیش‌تری به همراه بیاورد.

با توجه به این فرصت‌ها و تهدیدهایی که گفتید ما چه باید کنیم؟

ما باید نفت را به ثروت‌های ملی تبدیل کنیم و این ثروت را در اقتصاد ملی و برای نسل‌های آینده تزریق کنیم. باید ظرفیت نفت و گازمان را توسعه دهیم. ما امروز بالاترین ذخائر گاز را داریم ولی می‌بینیم که در منطقه بازارهای تشنه گازی مثل کشورهای ساحل جنوبی خلیج فارس، مثل امارات، مثل کویت، بحرین و عمان از آن سر دنیا ال ان جی وارد می‌کنند در حالی که ما این‌طرف هستیم با صد کیلومتر خط لوله‌ای که خودمان هم می‌توانیم حدود پنج کیلومتر خط لوله در زیر دریا کار بگذاریم، یعنی ما ۲۰ روزه یا یک ماهه می‌توانیم خط لوله را وصل کنیم و منابع گازی‌مان را به مثلا امارات یا کویت و دیگران صادر کنیم. بسیاری از همسایگان ما مثل پاکستان، افغانستان، عراق و ترکیه می‌توانند گاز ما را وارد کنند و از این طریق می‌توانیم بازارهای دور را هم پوشش دهیم. ما می‌توانیم ال ان جی تولید کنیم و به بازارهای دوری مثل چین و کره و دیگران بدهیم. خب این‌ها کارهایی است که ما باید انجام دهیم و تبدیل به هاب گاز منطقه شویم، یعنی ما پتاسیل قیمت‌گذاری منطقه را نیز داریم، نه این‌که دیگران بیایند و برای ما قیمت گذاری کنند.

این گونه به نظر می رسد که انجام طرح هایی نظیر آنچکه شما گفتید، نیازمند یک توافق ملی است تا دیگر شاهد سنگ اندازی در مسیر توسعه صنعت نفت و گاز نباشیم درست است؟

بله . خب انجام این کارها احتیاج به دو بحث محوری دارد که سال‌های سال است ما درباره آن صحبت می‌کنیم و آقایان مخالف گوششان بدهکار نیست. یکی تکنولوژی است. ما باید تکنولوژی‌های مدرن را بیاوریم. باید بالاترین راندمان‌ها را برای برداشت از مخازن‌مان ایجاد کنیم. اگر امروز نروژ ضریب بازیافت ۶۰ درصد را هدف قرار می‌دهد یا اگر عربستان ۵۰ درصد بازیافت می‌کند خیلی عجیب است که ما ضریب بازیافت ۲۴-۵ درصد داشته باشیم و به آن راضی باشیم. خب لازمه این‌ها ولارد کردن تکنولوژی است. یک عده‌ای فکر می‌کنند که استقلال یعنی دیوار کشیدن دور کشور و نداشتن هیچ ارتباط و معامله‌ای با دیگران. خب این‌ها زمانی که ما باید تکنولوژی مربوط به شرکت‌های نفتی را وارد کشور کنیم می‌گویند شرکت‌های نفتی گرگ هستند و اگر بیایند نیروهایی که با آن‌ها کار می‌کنند توله گرگ می‌شوند. این‌ها عناوینی است که گفته شده و به آن‌ها بها داده شده است. این‌ها جلوی این کار را می گیرند.نکته دیگر بحث سرمایه است. این حرف‌هایی که من می‌زنم یعنی صدها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری، کجا ما چنین پول و سرمایه‌ای را داریم درحالی که فرصت‌ها هم در حال از بین رفتن هستند و در این بازار رقابتی نه فقط ما به این اهدافی که گفته‌ایم و نوشته‌ایم نمی‌رسیم بلکه دیگران می‌رسند. من همه‌جا گفته‌ام که امروز یکی از خطرات امنیتی برای ما عراق است که به سرعت رشد می‌کند، امروز چگونه عربستان در این جایگاه قرار می‌گیرد که می‌تواند اینگونه در بازار انرژی ترک تازی کند، در بحث‌های منطقه‌ای حمله کند و جنگ راه بیاندازد، با آمریکا دوست شود، کمک کند که آمریکا از تحریم نکردن ما و کار کردن با ما بترسد؟ من در خبرها دیدم که عربستان آمریکا را تهدید کرده است که دیگر از شما اسلحه نمی‌خریم و چنین و چنان می‌کنیم. این به دلیل تولید و ثروت بالایی است که ایجاد کرده است. عراق هم دارد همان راه را به سرعت طی می‌کند ولی ما حواس‌مان نیست که چه اتفاقی دارد در همسایگی‌مان می‌افتد، اگر خدای نکرده اگر فردا روز یک صدامی در آن کشور پیدا شد چه بلایی سر ما خواهد آمد وقتی که آن‌ها ثروتمندند و ما فقیر، آن‌ها تجهیزات نظامی دارند و ما نداریم. این دوستان عزیز ما به این موارد فکر نمی‌کنند. این دو بحث محوری است. بحث سومی که من دارم و مهم است استراتژی ما در اقتصاد و روابط با دنیا است. امروز می‌شود ما را به سرعت تحریم کنند و وقتی که حتی حرف تحریم به میان می‌آید اقتصاد ما چنان آسیب‌پذیر است که به این سرعت دلار ۳۵۰۰ تومان ۱۹۰۰۰ تومان می‌شود. چنین اقتصاد آسیب‌پذیری نمی‌تواند خودش را به جایی برساند که حرفش را می‌زنیم. این اقتصاد باید عوض شود.

 گذشته از بحث توافق و تفاهم ملی برای حرکت در مسیر توسعه صنعت نفت ما گرفتار تحریم ها هم هستیم. آیا با وجود تحریم هایی که هر چند وقت به سراغ صنعت نفت ایران می آیند، می توان انتظار توسعه داشت؟

ما باید کاری کنیم که به راحتی نتوانند شما را تحریم کنند و این قدر آسیب‌پذیر نباشیم. باید چنان روابط و تعامل بین‌الملل‌مان در زمینه‌های مختلف علمی، اقتصادی و غیره درهم تنیده باشد با اقتصاد بین‌المللی که اگر کسی بخواهد به ما دست بزند صد اقتصاد در دنیا تکان بخورد، کشورهایی که با ما رابطه اقتصادی دارند آسیب ببینند و آن‌ها اعتراض کنند و بعد کسانی که می‌خواهند ما را تحریم کنند با خود بگویند اگر قرار باشد ما ایران را تحریم کنیم باید جواب کشورهای دیگر را بدهیم و در نتیجه احتیاط می‌کنند و تحریم نمی‌کنند و آسیب‌پذیری ما هم پایین می‌آید. بنابراین ما باید اقتصادمان را در تعاملات تجاری و علمی و بستن قراردادها جلو ببریم. نکته دیگر بحث R&D داخلی است. ما باید در کشورمان روی R&D سرمایه‌گذاری مفصل بکنیم به گونه‌ای که دانش داخلی کشور را بالا ببریم. دانشگاه‌هایمان باید باور کنند که می‌توانند کارهای R&D انجام دهند. مراکز تحقیقاتی ما باید بودجه تحقیقاتی درست و حسابی داشته باشند. اگر امروز کره به این‌جا رسیده برای این است که به اندازه نصف همه بودجه R&D دنیا را به خودش اختصاص داده است و کار علمی می‌کند. حالا بحث‌های سیاسی و سیاست اداره کشور هم که جای خود دارد. امروز ما در بحث اقتصادی‌مان این گرفتاری را داریم که نمی‌دانیم چه نوع اقتصادی داریم. آیا اقتصاد ما سرمایه‌دارانه است یا سوسیالیستی؟ آیا وقتی بحث عدالت اجتماعی به میان می‌آید از یک نوع سوسیالیزم حرف می‌زنیم؟ آیا عدالت اجتماعی به معنای این است که در کشور نباید کسی ثروتمند باشد؟ آیا کارآفرین‌های ما که ثروت ایجاد می‌کنند آدم‌های بدی هستند و باید تنبیه شوند یا اینکه باید کار ایجاد کنند و دیگران را هم سر کار بگذارند و ثروت‌شان را توزیع کنند؟ این‌ها مسائلی است که کشور هنوز با آن‌ها درگیر است. هنوز نمی‌داند با کارآفرین‌ها و ثروت ملی چه کند. هنوز نمی‌داند که سیستم بانکی‌اش باید چگونه باشد. آیا این بانک‌ها با روش‌هایی که عمل می‌کنند اسلامی هستند؟ آیا اصلا مدل‌های توی هیچ چارچوبی می‌گنجد؟ نه. همه این‌ها باید چارچوب پیدا کند و ما با یک استراتژی بسیار منطقی در بخش‌های اقتصادی‌ و روابط‌مان با دنیا رشد کنیم و قدرت پیدا کنیم. قدرت هم فقط نظامی نیست. قدرت نظامی تنها یک فاکتور است. اگر ما قدرت علمی را بالا ببریم قدرت نظامی هم به همراه خواهد داشت. اگر قدرت اقتصادی ما بالا برود دنیا بر روی ما حساب می‌کند و ما می‌توانیم سربازهای زیادی را برای تفکرات خود بگیریم که همراه ما باشند و در جوامع بین المللی با ما همکاری کنند، در سازمان ملل، در اوپک و … . اگر ما اقتصاد قوی نداشته باشیم همه حرف‌های ما به صورت آرزو و مراد خواهد بود. مثل همه وعده‌هایی که امروز دولت ما می‌دهد. از سال ۹۲ تا الان ما در حال وعده شنیدن از آقای روحانی هستیم. هر زمان هم که می پرسیم چرا نشد می‌گویند پولش نبود، بودجه و اعتبار و منابعش نبود و نتوانستیم. همه بحث‌ها همین است. خب اقتصاد یک بحث محوری است. ما باید این اقتصاد را شکل دهیم، رشد و تنوع دهیم و آن زمان شاید این حرف‌هایی که می‌زنیم عملی باشد.

موضوع دیگری که وجود دارد، بحث هایی است که این روزها تحت عنوان مقابله با خام فروشی مطرح می شود. آیا بدون بدست آوردن سهم بیشتر در بازارهای جهانی نفت و درآمدزاییاز همین محل می توان به سراغ سرمایه گذاری در بخش های دیگر صنعت نفت رفت؟

این‌ بحث‌ها زنجیره‌ای به دنبال هم است. ما اول باید نفت خام خود را تولید و بازاریابی کنیم، بفروشیم و پول بسازیم . بعد از آن باید ببینیم که کدام یک از زنجیره‌های پایین دستی ما اقتصادی است که این‌ها هم در طول دوران تغییر می‌کنند. خیلی از شرکت‌های بزرگ نفتی پالایشگاه ندارند. تعداد زیادی فقط در پالایش کار می‌کنند و عده‌ای هم پالایشگاه دارند و هم پتروشیمی و حتی این دو را به هم اتصال داده‌اند. ما اول باید نفت خام تولید کنیم و بعد پول بسازیم. بعد اگر بازار اقتصادی دنیا برای هریک از این زنجیره‌های تولید پایین دستی بهتر بود به آن بپردازیم، به عبارتی دیگر اگر پالایش جواب می‌دهد و مارجین منفعتی خوبی دارد باید در پالایش سرمایه‌گذاری کنیم. اگر ببینیم فلان بخش پتروشیمی اقتصادی تر است و بازار بهتری دارد باید در آن سرمایه‌گذاری کنیم. این که ما ارزش افزوده ایجاد کنیم حرف بسیار درستی است ولی یک عده‌ای از سر گشاد شیپور می‌نوازند. می‌گویند چون ارزش افزوده ایجاد می‌کنیم پس اصلا نفت خام هم تولید نکنیم. این بحثی بود که در دوره IPC با ما می‌کردند. می‌گفتند چرا شما می‌گویید توسعه بدهیم وقتی که خام فروشی می‌شود. نه. خام فروشی نیست. ما باید ظرفیت‌مان را بالا ببریم. ببینید همین الان سرمایه‌گذاری‌های سنگینی را کشورهای خام فروش نه فقط در کشور خود بلکه در کشورهای دیگر انجام می‌دهند. لیبی یکی از ظرفیت‌های بزرگ سرمایه‌گذاری در بحث پالایش را در اروپا و دنیا دارد. عربستان در خود آمریکا پالایشگاه‌های متعددی دارد و این کشورها نفت خام‌شان را نیز می‌فروشند. این‌ها مغایرتی با هم ندارند. مادامی که ما بتوانیم نفت بفروشیم و متناسب با ظرفیت مالی که ایجاد می‌کنیم در بخش‌های پایین دستی با مارجین منفعتی مناسب و ریسک کم سرمایه‌گذاری کنیم خب منطقی است که این کار را انجام دهیم و اصلا کار غلطی نیست. اما این‌که کسی بگوید نباید نفت را خام بفروشیم به نظر من شیپور را از سر گشادش نواختن و آدرس غلط دادن است. خود ما هم قبلا این‌گونه بودیم. ما در کره و آفریقای جنوبی پالایشگاه داشتیم، در سنگال در پالایشگاه شریک بودیم، در کوره شیمیایی در هند شریک بودیم و پالایشگاه داشتیم. تعداد این‌ها می‌تواند خیلی خیلی بیش‌تر شود. در اوایل کار من، ما در بالادستی با انگلیس شریک بودیم و سالیان سال می‌گفتند از دریای شمال خارج شویم، که من جزو کسانی بودم که نه گفتم و شرکت IOC را نگه داشتیم و الان هم دارد در دریای شمال کار می‌کند و یا در دریای خزر با آذربایجان. ما می‌توانیم در پایین دستی در جاهایی غیر از داخل کشور سرمایه‌گذاری کنیم و این برای ما یک امنیتی ایجاد می‌کند تا به پالایشگاه‌های خودمان نفت خام بدهیم و کمک می‌کند از نظر تحریم‌هایی که ما را تهدید می‌کند کمتر آسیب ببینیم.

با توجه به تحریم‌ها آیا امکان توسعه مورد نظر سند پیشرفت وجود دارد؟

ما بیخود تحریم هستیم. حقیقت این است که اگر دولت ما یک دولت خوبی باشد و این حکم طلایی دیوان دادگستری را بر دارد و به آمریکایی‌ها اخطار دهد که باید حکم را به دلیل لازم الاجرا بودن اجرا کنید ما اصلا تحریمی نخواهیم داشت. خب ما حکم را در جیب‌مان گذاشته‌ایم و خوابیدیم و آن‌ها گروه اقدام درست کرده‌اند و به ۳۰-۴۰ کشور دنیا سفر می‌کنند و همه را برای تحریم ایران تحت فشار قرار می‌دهند. بنده معتقدم بزرگترین مزیتی که ما در اختیار داریم حکم دیوان دادگستری لاهه است و باید با تمام قوا از آن حراست کنیم و به اجرا در اوریم. می‌توانیم از طریق سفارت سوییس ابلاغ کنیم که چرا اجرا نمی‌کنید و اگر این کار را نکرد آن را به عنوان یک عنصر متمرد در دنیا نعرفی کنیم. این بالاترین حربه ای است که داریم. حربه‌های دیگر بحث‌هایی است که می‌شود. اختلاف منافع و گرفتاری‌هایی که آمریکا با دنیا پیدا کرده است و ما باید از آن استفاده کنیم. اختلاف‌ها با چین، اتحادیه اروپا و حتی کانادا و آمریکای جنوبی. حتی درگیری با سازمان ملل با توجه به این که هر روز از یک کنوانسیون یا قراردادی خارج می‌شود و همه را گرفتار کرده است. این فضایی است که ما می‌توانیم در سطح بین‌المللی بیش‌ترین استفاده را از آن بکنیم و بالاترین آن حکم لاهه است که باید از آن استفاده کنیم و تحریم با این حکم اصلا معنا ندارد.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false