×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
تحلیل| قیمت جهانی نفت؛ سلاح مخفی جو بایدن علیه دونالد ترامپ

جمله مشهوری درباره انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در میان تحلیل ‌گران سیاسی این کشور وجود دارد: «همه عوامل در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا تاثیر گذار هستند و هیچ عاملی تاثیرگذار نیست.»
این جمله به ظاهر متناقض، نمایشی کلی از وضعیت تاثیر فاکتورها و رویدادهای مختلف بر انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکاست. در حقیقت بخش دوم این جمله، یعنی «هیچ عاملی تعیین کننده نیست» به جای آنکه تضعیف بخش نخست جمله باشد، درصدد تقویت آن است. به عبارت دیگر، حجم عوامل و رویدادهای تاثیرگذار در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا آنچنان بالاست که یک عامل به تنهایی کفاف اثرگذاری مطلق بر این انتخابات را ندارد. به همین دلیل هر گاه از تأثیر عوامل یا رویدادها بر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا صحبت می شود باید متوجه تاثیرات متعارض یا همراستای عوامل مختلف بود.
شاید برای کشوری که نفت تنها یکی از ده ها کالای ارز آور آن باشد، نتوان گفت که نفت و انرژی می توانند تاثیر چندان چشمگیری بر تحولات سیاسی آن کشور داشته باشد اما حقیقت ورای این ساده انگاری ظاهری است.
۳ ماه پیش که اختلاف میان دو تولید کننده بزرگ نفت عضو بلوک اوپک ‌پلاس یعنی روسیه و عربستان بر سر چگونگی مدیریت تولید و صادرات نفت بالا گرفته و این اختلاف سبب شده بود تا قیمت نفت به زیر ۲۰ دلار در هر بشکه برسد شاید کمتر تحلیلگری انتظار داشت که دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا همت به خرج داده و جلوتر از سایر مقام های سیاسی بین المللی با میانجی‌ گری میان مسکو و ریاض جلوی کاهش هرچه بیشتر قیمت را بگیرد.
در وهله نخست از دو عامل انگیزشی برای میانجیگری ترامپ برای حل و فصل این اختلاف می توان نام برد.
نخست آنکه پایین آمدن هراسناک قیمت نفت، تولید نفت شیل در آمریکا را فاقد صرفه می کرد. پیشتر نیز در سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ زمانی که جنگ نفت میان اوپک و آمریکا بالا گرفته بود، عربستان در سیاستی خودخواسته تلاش می ‌کرد تا قیمت نفت را تا آنجا که می‌تواند کاهش دهد.
این استراتژی برای عربستان دو هدف عمده در پی داشت. نخست آنکه فشارها بر ایران رقیب منطقه‌ای عربستان که در آن سال ها تحت فشار تحریم های شورای امنیت سازمان ملل متحد قرار داشت و فروش نفت آن بسیار اندک شده بود، افزایش پیدا می کرد و در درجه دوم با غیر اقتصادی کردن تولید نفت شیل در آمریکا باعث می‌شد تا بازارهای بیشتری در جهت برای نفت ریاض به دست آورده شود. آمریکا قطعا علاقه ای ندارد که جای خود را در بازارهای جهانی نفت به رقبای خود بسپارد.
انگیزه دوم به جنگ تجاری میان آمریکا و چین بر می گردد که در دوره باراک اوباما، رئیس جمهور قبلی آمریکا به طور پنهانی و در دوره دونالد ترامپ به آشکارترین وجهی رخ نموده است.
چین بزرگترین مصرف کننده نفت جهان در سال ۲۰۱۹ بود و طبیعی است که از پایین آمدن قیمت نفت بیشترین منفعت را ببرد. واشنگتن از این وضعیت ناراضی بود و انگیزه کافی برای مداخله در سراشیبی قیمت نفت را داشت.
اما نکته حقیقی آن است که انگیزه ترامپ برای متوقف کردن شیب نزولی قیمت نفت را باید بیشتر از آنکه در تحولات و رویدادهای خارجی جستجو کرد باید آن را در اوضاع داخلی آمریکا یافت.
اعداد و ارقام اداره انرژی آمریکا نشان می دهد که تا پیش از شیوع بیماری کرونا بالغ بر یک و نیم میلیون نفر نیروی کار در بخش نفت و گاز آمریکا مشغول بودند. این رقم نشان می دهد که معیشت حداقل ۵ میلیون نفر در آمریکا مستقیما و ۱۲ میلیون نفر به طور غیر مستقیم به تحولات بازار نفت بستگی دارد.
کاهش قیمت نفت در روندی طبیعی به بیکاری بخش بزرگی از این نیروی کار منجر می شود. تا ماه جولای ۲۰۲۰ رقم از دست دادن کار در بخش انرژی آمریکا به ۲۸ درصد رسیده بود. برای دونالد ترامپ که پیروزی خود در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ را مرهون گردش کارگران یدی به کمپین خود می داند، این یک زنگ خطر جدی است.
در جریان رقابت‌ های انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۱۶ و در حالی که یک سال قبل از آن با امضای موافقت نامه اقلیمی پاریس، باراک اوباما وعده داده بود که جلوی صنایع و فعالیت های تولید کننده گازهای کربنی و گلخانه ‌ای را خواهد گرفت اما ترامپ وعده داد که جلوی اجرای این موافقتنامه را می گیرد.

تخمین زده می شود که این وعده باعث شده است تا ۱۰ تا ۱۲ درصد واجدان شرایط رای در آمریکا به سمت ترامپ گرایش پیدا کند. این میزان تقریباً ۶٫۵ تا ۸ میلیون نفر از مجموع ۶۲ میلیون نفری می‌ شود که در انتخابات سال ۲۰۱۶ دونالد ترامپ رای دادند. این عده همان کسانی بودند که به دنبال موافقتنامه اقلیمی پاریس مشاغل خود را به ویژه در بخش صنایع معدنی و حتی صنایع انرژی از دست داده بودند.
اتفاقاً یکی از نخستین اقدامات ترامپ پس از ورود به کاخ سفید الغای موافقت نامه اقلیمی پاریس بود. از آنجا که باراک اوباما، از اختیارات قانون اساسی خود استفاده کرده و موافقتنامه اقلیمی پاریس را بدون ارسال به کنگره امضا و اجرا کرده بود در نتیجه دونالد ترامپ برای لغو آن کار دشواری پیش رو نداشت. او نیز از همان اختیارات قانون اساسی استفاده کرده و موافقت نامه اقلیمی پاریس را ملغی اعلام کرد.
این همان سرنوشتی بود که برای موافقتنامه هسته ‌ای با ایران موسوم به برجام وجود داشت. برجام نیز توسط باراک اوباما به دلیل اختیارات ناشی از قانون اساسی امضا و اجرا شده بود و به همین خاطر ترامپ به راحتی توانست آن را کنار بگذارد.
به هر تقدیر، دستور ترامپ مبنی بر لغو موافقتنامه پاریس باعث بازگشت تقریباً سه میلیون شغل در آمریکا شده است. بی علت نیست که گفته می ‌شود در دوران دونالد ترامپ، نرخ بیکاری در قیاس با گذشته کاهش پیدا کرده است. در حقیقت بهبود نرخ کار در آمریکا محصول لغو موافقتنامه اقلیمی پاریس است تا آنکه دولت ترامپ فعالیت اقتصادی خاصی را در پیش گرفته باشد.
حالا سه ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، ترامپ با همان وضعیتی روبه رو است که در سپتامبر و اکتبر ۲۰۱۶ با آن روبرو بود: چگونه کارگران یدی را به خود جلب کند؟
افت قیمت نفت بدون تردید باعث بیکاری در صنایع انرژی آمریکا شده است بنابراین بی علت نیست که دونالد ترامپ علاقه خاصی به بالا بردن قیمت نفت دارد. ین بار ظاهراً جو‌بایدن با درس گرفتن از گذشته ترجیح داده است که کمتر متذکر برنامه دموکرات ‌ها برای کاهش گازهای گلخانه‌ای و کربنی شود.
به فاصله ۲۴ ساعت مانده تا نخستین مناظره میان نامزدهای اصلی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا کمتر از با باید در خصوص محدودیت بر فعالیت های معدنی و انرژی سخن شنیده ایم و این موضوع دشواری کار ترامپ برای بهره گیری از بازار کار موجود در صنایع معدنی و انرژی را افزایش می دهد. باید دید در نخستین مناظره، آیا ترامپ می تواند بایدن را مجبور کند موضعی به سود او بگیرد یا خیر.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false