×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
جنگ تجاری ترامپ عاملی برای توسعه روابط پکن و مسکو

مترجم: محسن داوری

به گزارش گروه بین‌الملل نفت خبر از بلومبرگ، دولت چین که در قرن بیستم در زیر سایه ابرقدرت شرق قرار داشت، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی توانست در کمتر از سه دهه به یکی از بازیگران کلیدی اقتصاد دنیا تبدیل شود. این دو کشور همسایه دارای ۴۰۰ سال تاریخ مشترک بوده و اختلافات مرزی دو طرف در جنگ محدود سال ۱۹۶۹ میلادی نیز حل و فصل شده است.

بالا گرفتن جنگ تجاری پکن و واشنگتن در ماه‌های اخیر می‌تواند پیامدهای بین‌المللی و منطقه‌ای چشمگیری برای دو کشور به همراه داشته باشد.

منافع آمریکا در اقیانوس آرام از اهمیت بالایی برخوردار است و سال‌هاست که ناوگان ارتش این کشور در این منطقه حضور دارد.

در اواخر ماه نوامبر، دونالد ترامپ و ژی، روسای جمهوری ایالات‌متحده و چین دیداری مهم خواهند داشت. این دو کشور ابرقدرت‌های هسته‌ای و اقتصادی دنیای امروز بوده و فشارهای ترامپ بر پکن می‌تواند همانند کاتالیزوری به تقویت روابط چین و روسیه منجر شود.

در بحران سال ۲۰۱۴ اوکراین و الحاق شبه‌جزیره کریمه به خاک روسیه، مردان یخی که با فروش نفت، سامانه دفاع موشکی و جنگنده به چین توانسته‌اند یک بلوک جدید ایجاد کنند، در برابر فشارها و تحریم‌های غرب مقاومت کردند.

در شرایط کنونی، توسعه دامنه جنگ تجاری با چین ممکن است منافع واشنگتن در آسیا را با محدودیت‌های بیشتری مواجه کند.

همکاری‌های دو کشور در شورای امنیت سازمان ملل به این قدرت‌های منطقه اوراسیا اجازه می‌دهد تا اهداف آمریکا را نابود کرده و از یکدیگر در برابر تهدیدات حمایت کنند.

هند نیز در دهه‌های اخیر از وابستگی به روسیه برای توازن قدرت در برابر چین و پاکستان بهره می‌برد. آنها همواره نگرانند که مسکو در روابط پشت پرده خود با پکن، در جهت پایمال شدن منافع دهلی‌نو گام بردارد.

روسیه تأمین‌کننده موتور هواپیماهای جنگنده تولید مشترک چین و پاکستان بوده است. راجا موهان، مدیر انستیتوی مطالعات جنوب آسیا در دانشگاه ملی سنگاپور معتقد است: هندی‌ها باید روابطی متعادل با غرب و روسیه ایجاد کنند تا از سایه قدرت چینی‌ها خارج شوند.

تحلیلگران غربی و رهبران این کشورها از دیرباز نزدیکی روسیه و چین با ویژه با تأسیس سازمان همکاری‌های شانگهای را محکوم به شکست می‌دانستند. آنها معتقدند این کشورها فاقد تاریخ و جغرافیای مشترک هستند و منافع اقتصادی آنها در سایه روابط سیاسی آنها قرار دارد.

یکی از مخازن فکری آمریکایی در سیاتل اعلام کرده که سیاست خارجی مشابه واشنگتن در برابر این دو کشور نادرست بوده و نمی‌توان یکی از آنها را برای کسب منفعت از دیگری منزوی کرد.

تحلیلگران آمریکایی معتقدند بدترین سناریوی احتمالی رویارویی همزمان با این دو ابرقدرت در جنگی دوطرفه خواهد بود.

روبرت سوتر تحلیلگر ارشد این مخزن فکری اعلام کرد: روابط چین و روسیه در دنیای امروز بی‌همتا و هشداردهنده برای آمریکایی‌ها است. نکته نگران‌کننده اینست که واشنگتن برای تغییر مهره‌های بازی راه دشواری خواهد داشت.

روابط پوتین و ژی در بهترین شرایط قرار دارد و بیشترین دیدارها را در میان رهبران دنیا با هم دارا هستند. ارتش‌های دو کشور رزمایش‌های منظم نظامی برگزار می‌کنند. سامانه دفاع هوایی اس ۴۰۰ و هواپیماهای جنگنده سوخو ۳۵ ساخت روسیه به ارتش چین تحویل شده تا از نگاه جان بولتون مشاور امنیت ملی کاخ سفید سه دهه پس از فروپاشی شوروی، بار دیگر شرق به تهدید کلیدی امنیت واشنگتن تبدیل شده است.

چین بزرگترین شریک تجاری مسکو است و از سال ۲۰۱۵ میلادی، مسکو با پیشی گرفتن از عربستان سعودی به بزرگترین تأمین‌کننده نفت پکن تبدیل شده است. خط لوله جدید قدرت سیبری برای عرضه سالانه ۳۸ میلیارد متر مکعب گاز مردان یخی به چین در حال ساخت است. پیش‌بینی می‌شود در دسامبر سال ۲۰۱۹ میلادی، شاهد راه‌اندازی این پروژه باشیم.

چینی‌ها ۳۰ درصد سهام پروژه ال ان جی یامال در مناطق قطبی سیبری را در اختیار دارند. همکاری‌های دو کشور در خاورمیانه و شرق آسیا نیز راهبردی بوده و هر دو در جهت دستیابی به اهداف مشترک تلاش می‌کنند. آنها با یک تهدید مشترک (ایالات‌متحده) روبرو هستند و خواهان تغییر نظم جهانی آمریکامحور هستند.

چین و روسیه دارای زمینه‌های همکاری مشترک فراوانی هستند. چین، بزرگترین تولیدکننده کالا در دنیا است و روسیه یک صادرکننده انرژی و مواد خام است. از نظر جمعیتی نیز آنها از فرصت‌های مشترکی برخوردار هستند.

روسیه خواهان استفاده از تجارب پکن در متنوع کردن اقتصاد خود است. با این اقدام، شاهد افزایش امنیت کرملین خواهیم بود.

با وجود نگاه روسیه به بازار انرژی چین، آنها همچنان خواهان حفظ بازار اروپا نیز هستند و بخش اعظم گاز صادراتی به چین از میادین جدید گاز طبیعی خرس‌ها در شرق و شمال شرقی تأمین خواهد شد. به نظر می‌رسد روابط تجاری پایدار با اروپا و چین، برگ برنده مسکو خواهد بود.

ساخت خط لوله‌های جدید گاز طبیعی صادرات گاز طبیعی روسیه به چین می‌تواند سهم ۹۰ درصدی بازارهای اروپا در خریداران گاز مسکو را به ۶۰ درصد کاهش دهد. همچنین چینی‌ها معتقدند در صورت محاصره دریایی چین توسط ناوگان نیروی دریایی آمریکا بر سر تایوان، صادرات گاز این خط لوله می‌تواند انرژی مورد نیاز آنها را تأمین کند.

بدین ترتیب خط لوله‌ها در دنیای امروز از تأثیرگذاری ژئوپلیتیک بدون رقیبی برخوردار هستند. در ژانویه سال جاری، روسیه ظرفیت خط لوله صادرات نفت خود به چین را با افزایش دو برابری به ۶۰۰ هزار بشکه در روز رساند. علاوه بر خط لوله قدرت سیبری، ساخت یک خط لوله جدید صدور گاز طبیعی از میادین سیبری نیز در حال مطالعه است.

اتفاقات روی داده در سال ۲۰۱۴ میلادی به بعد به ویژه پس از بحران اوکراین، باعث نزدیک‌تر شدن مسکو و پکن شده است. مثلاً لغو اجرای خط لوله سوث استریم در سال ۲۰۱۴ میلادی باعث شد تا اندکی بعد این دو کشور برای ساخت پروژه ۴۰۰ میلیارد دلاری قدرت سیبری به توافق برسند.

در شرایط کنونی نیز جنگ تجاری ترامپ ممکن است به تقویت بیشتر بلوک شرق و چالش‌های امنیتی برای واشنگتن و غرب منتهی شود. البته چینی‌ها نیز از انزوای جهانی مسکو برای چانه‌زنی و خرید گاز ارزان از روسیه بهره برده‌اند.

هم اکنون حجم اقتصاد چین ۶ تا ۸ برابر اقتصاد روسیه است. به هر ترتیب، روابط غول‌های جهانی با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو است و در دوره ترامپ شاهد افت و خیزهای گسترده‌ای نیز خواهیم بود. در این شرایط، پیش‌بینی آینده سخت‌ترین کار خواهد بود.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false