×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
قضاوت درباره عیار واقعی ادعاها و عملکردها

به گزارش نفت خبر، بعد که در حرفهایش درباره محتوای نامه توضیح داده معلوم شده کل حرفهایش درباره دو شرکت حفاری به طور عام و از بین آن دو شرکت هم شرکت حفاری شمال به طور خاص بوده؛ یعنی همان شرکتی که خادمی مدیرعاملش بود و بعد که برکنار شد، انتقاداتش از وزارت نفت و زنگنه هم شروع شد. در اصل، اتهامات بزرگی مثل وابسته کردن ایران به بیگانگان و از بین بردن تاسیسات نفتی ایران توسط زنگنه، خلاصه شده به دلسوزی برای شرکت حفاری شمال. همان شرکتی که آقای خادمی خیلی تلاش کرد به مدد تبلیغات گسترده در دوران مدیرعاملی خود بر آن شرکت و هزینه های تبلیغاتی فراوان در رسانه ها، کارنامه خود را در آن موفق نشان دهد. حالا هم با این مصاحبه و احتمالا نامه نگاری بعدی، در صدد آن است که همان تبلیغات را جا بیندازد که در زمان مدیریت من بر حفاری شمال، همه چیز عالی بود و حالا همه چیز به هم ریخته. البته داستان جذاب و ظاهرسازی خوبی است. اما هر ظاهرسازی خوب و داستان جذابی، لزوما وقعی نیست.

منتقدان بیژن زنگنه می توانند به او نقد کنند که چرا تمایل به جذب شرکتهای غربی و سرمایه گذاران خارجی در صنعت نفت ایران دارد، اما نمی توانند او را متهم به بی توجهی به شرکتهای داخلی کنند. جذب شرکتهای خارجی همواره با هدف توانمندساختن شرکتهای داخلی انجام شده و مصادیقش زیاد است. از پتروپارس که در زمان وزارت زنگنه در دولت سیدمحمدخاتمی پا گرفت و در کنار استات اویل، حفاری فراساحل را آموخت؛ تا اویک که آن هم حاصل تفکر زنگنه بود و در کنار شرکتهای خارجی پا گرفت. اگر در دوران تحریم، جانشینان خاتمی و زنگنه، شعار خودکفایی دادند، بذر آنها در دوران زنگنه و خاتمی ریخته شده بود و وقتی که این بذرها گل داد، دولت بعدی در دوران تحریم از همان تفکر بهره برد. وقتی هدایت الله خادمی این مورد بدیهی را نادیده می گیرد و زنگنه را متهم به از بین بردن تاسیسات نفتی ایران می کند، دیگر چه انتظاری می توان از حرفهای دیگرش داشت؟

خادمی از ریزش نیرو در دو شرکت ملی حفاری و حفاری شمال ابراز نگرانی کرده و مدعی شده این شرکتها در بدترین شرایط خود هستند. کسی نمی تواند منکر مشکلات این شرکتها شود که تشریح دلایل آنها مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. اما برخی مشکلات از همان دوران مدیریت آقای خادمی آغاز شد.

آقای خادمی حتما به یاد دارند که در دوران دولت مهرورز احمدی نژاد که جذب بی رویه نیرو در سازمانها و شرکتهای داخلی و شبه دولتی باب شده بود، حفاری شمال آنقدر در جذب نیرو زیاده روی کرد که همین استخدام های بی ضابطه، بلای جان حفاری شمال پس از پایان پروژه سردار جنگل شد. البته حکایت حفاری شمال از منظر آقای خادمی حکایت شترمرغ است که به وقت پریدن شتر است و به وقت بار بردن، مرغ! در استخدام بی رویه نیرو، حفاری شمال از دولت تبعیت کرده اما وقتی پای حقوق آنچنانی و ماجرای سکه به جای حقوق برخی به میان بیاید، احتمالا از منظر آقایان، این شرکت، خصوصی است. بگذریم از این که موضوع حقوقهای آنچنانی و مابقی قضایا، همچنان ناگفته باقی مانده و بعید است توضیحی درباره آن داشته باشند.

آقای خادمی که دلسوز حفاری شمال شده بهتر است ابتدا کمی درباره تبعات وام کلانی که در دوران مدیریت او اخذ شد و بار بدهی سنگین آن بر دوش آیندگان افتاد توضیح دهد. آن وام کلان با چه هدف و بر مبنای کدام کار کارشناسی اخذ شد؟ حتما ایشان خبر دارد که بازپرداخت همین وام، چه بر سر حفاری شمال آورد. بهتر نیست دلسوزان حفاری شمال ابتدا در مورد تبعات عملکرد مالی خود توضیح دهند؟

آقای خادمی که حالا دلسوز تولید داخلی و نگران وابسته کردن نفت به بیگانگان شده، آن زمان که برای آوردن دکلهای چینی به دنبال کسب مجوز از وزیر نفت وقت بود، جایگاهی برای حمایت از ملی حفاری که به زعم آقای خادمی سودده ترین شرکت خاورمیانه بود قائل نبود؟ وقتی آقای خادمی در شرکت زیرمجموعه بنیاد مستضعفان به دنبال دکل چینی بود، به این فکر نمی کرد که بعدها با چه سابقه ای می خواهد از ملی حفاری دفاع کند؟

در گفتار و کردار برخی، تناقضات بیشمارند و تشریح جزییات آنها، مجالی بیشتر می خواهد. فعلا به همین حد بسنده می کنم تا عیار واقعی ادعاها و عملکردها را مخاطبان قضاوت کنند.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false