×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
نقدی بر کلیپ «آیا قرارداد دارسی خائنانه بود؟» در کانال از نفت چه خبر

حسین یوسفیان (کارشناس مالی)

در حد اطلاعِ محدودم، اطلاعاتِ درست و نادرستی در این فیلم گنجانده شده تا این نکته یا حکم و نتیجه‌گیری ذهنی (و به نظر من سراپا نادرست مبتنی بر جعل فکت‌ها و رویدادها) را به بیننده القاء نماید که:
“قرارداد سر ناک دارسی در سال ۱۹۰۱ برخلافِ همه ادعاها و تبلیغاتِ مغرضانه (حتما مصدقی‌ها و توده‌ای‌ها) مبنی بر اینکه خائنانه بوده و به زیانِ منافع ملی ایران منعقد شده بود، هرگز چنین نبوده و اتفاقاً برعکس، در شرایط بسیار بد و عقب‌ماندگی اقتصادی آن سالها به سودِ ایران تمام شده است.”

به مصداقِ این سخنِ حکیمانه که “ملّتی که تاریخِ خود را نداند رو به فناست”، عجالتا چون حرفه‌ام مالی بوده و اندکی مطالعه در زمینه نفت و گاز دارم، توضیحات مختصر زیر را به آگاهی می‌رسانم:

۱- در قرارداد دارسی بله “سهم ایران ۱۶ درصد از منافع حاصل از فروش نفت پس از کسر هزینه‌ها و مالیات دولت فخیمه انگلیس تعیین شده است”. حال تعیین این درصد بر پایه چه متر و معیاری بوده، بماند!

۲- در فیلم گفته شد: “دارسی ۱۶ درصد از منافع خالصِ خود را به ایران بپردازد” که جمله دقیقی نیست! کدام منافع؟
ما در حسابداری و صورتهای مالی(صورت سود و زیان)، سودِ ناخالص (یا ناویژه) داریم و دو نوع هم سودِ خالص (یا ویژه):
یکی سودِ خالص پس از کسر هزینه‌های توزیع و فروش و اداری و قبل از کسر مالیات، و دیگری نیز سودِ خالص پس از کسر مالیاتِ متعلقه که سود قابل تقسیم بین شرکاء محسوب می‌شود.
اینها استانداردهای حسابداری و مفاهیم مالی است و نمی‌توان با به کاربردن کلمه مبهم و چند پهلوی “منافع”! خاک به چشم بیننده کم اطلاع فیلم پاشید.

۳- قرارداد مزبور در حالیکه هیچگونه حق نظارتی بر نحوه خرجکرد هزینه‌ها و ذیحسابی و صلاحیت تائید آنها برای ایران قایل نشده است(عدم تعیین مرجع یا نهاد و سیستم نظارتی برای ایران و عدم تعیین مرجع حل اختلاف…)، قراردادی کاملاً ناعادلانه و تماماً به سود طرف بریتانیایی قرارداد با ایران تمام می‌شده و سهم ایران “تقریبا هیچ” بوده است.

۴- عرض میکنم “تقریبا هیچ”، زیرا دارسی و در عمل بریتانیا در صورت وضعیت‌های تنظیمی(اصطلاح پیمانکاری است) به موجب مفاد ظالمانه و یکطرف قرارداد، دستش باز بوده که هر چقدر میل داشت، هزینه بتراشد و منظور کند. سپس مالیاتِ متعلقه حقِ دولتِ انگلیس را هم از مبلغ حاصل از فروش نفت کسر میکند و در پایان هرچه می‌ماند یا اگر بماند!، می‌شود سود خالص قابل تقسیم یا همونی که توی فیلم بود: “منافع!” که عبارتی شبهه برانگیز است.
یعنی قرار بوده ۱۶ درصد از این رقم ساختگی و به اصطلاح حسابداران “ارقامِ چیده شده” را به ایران بپردازند.
بدین ترتیب و در عمل شاید ۱ درصد “منافع!” واقعیِ حاصله ( ۱درصد از سود خالص واقعی حاصل از فروش نفت پس از کسر هزینه‌های واقعی و مالیات واقعی) هم از ابتدا قرار نبود نصیبِ طرف ایرانی بشود و نمی‌شد.

۵- اطلاعات و شواهد حاکی است که این روند غارت ذخایر ملی کشور حتی تا سالهای قبل از کودتای ۲۸ مرداد کماکان برقرار بوده و اعتراض مصدق هم یکی این بوده که “چرا نباید لااقل نظارتی بر میزان استخراج و دفعات بارگیری نفت و ظرفیت آنها و تعداد تردد نفت‌کش‌های بریتیش پترولیوم (B.P) برای همین سهم ناچیز ۱۶درصدی خود داشته باشیم؟ (نقل به مضمون)

۶- در واقع برای طرف ایرانی هرگز میزان واقعی استخراج نفت و حجم برداشت از ذخایر توسط کنسرسیوم غارتگر نفت بریتانیا مشخص و قابل کنترل نبوده است و در این صورت چه حساب و کتابی؟ و ۱۶ درصد از کدام عدد و رقم سود یا “منافع”؟!!

۷- در فیلم گفته می‌شود که “قرارداد در سال ۱۳۳۳ تغییراتی میکند” که اگر این تغییرات مثبت بوده، تنها به مددِ فشار جنبش ملی و دستاوردِ تلاش‌های حقوقی مرحوم مصدق بوده است.

البته نکات دیگری نیز هم از جنبه متدولوژیک (روش‌شناسی) و هم فاکتولوژیک(پدیدارشناسی) از فیلم قابل بررسی است که در این مقال و مجال نمی‌گنجد.
در خاتمه باید توجه داشت که در شرایط سلطه رسانه‌ای سرمایه‌داری جهانی، (که از جمله در صدای آمریکا و بی بی سی و من وتو و ایران اینترنشنال با صرف بودجه‌های عظیم به وفور می‌بینیم)، هدف اصلی، جهت دهی و مهندسی افکار عمومی ملت ایران و تحریف تاریخ باب میل انحصارات و کارتل های بین‌المللی است و کلیپ مزبور تنها نمونه کوچکی از این پدیده است که امیدوارم منبعد در کانال وزین شما شاهد تکرار آن نباشیم.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false