×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
نفت چگونه در عربستان کشف شد و چگونه آن را تغییر داد؟ (قسمت دوم)/ عربستان سعودی پس از پیدایش نفت

سعیده شیرانی
نفت به عربستان سعودی کمک می‌کند
به گزارش نفت خبر، یکپارچه شدن حاکمیت در شبه جزیره عربستان در سال ۱۹۳۲، کشف نفت در سال ۱۹۳۸ و البته احتیاج شدید اروپای پس از جنگ دوم جهانی به منابع ارزان و قابل اعتماد نفت، موقعیت صنعت تازه تأسیس نفت عربستان را تقویت کرد و در نهایت منجر به شکل‌گیری ساختار فعلی اقتصاد عربستان شد.

این جهش کوانتومی درآمدها به خزانه عبدالعزیز آل ابن عبد جایگاه او را مستحکم‌تر کرد و به سلطان اجازه داد تا تسلط بیش‌تری بر اقتصاد و سیاست سرزمین‌هایی که فتح کرده بود پیدا کند. در رأس این اقتصاد تازه، حکومت با تمام سازوکارهای لازم برای تضمین حاکمیت خاندان سعودی قرار داشت، در نتیجه دولت عامل اصلی تحولات گسترده اقتصادی شد و اقتصاد سنتی تحت تسلط قبایل با اقتصادی جایگزین شد که عمدتاً به درآمد دولت بستگی داشت.
اکتشاف میادین نفتی دیگر از جمله میدان غوار در سال ۱۹۴۸، که بزرگترین میدان نفتی جهان نیز به شمار می‌رود بر اهمیت عربستان افزود. در واقع دو سال پس از کشف این میدان ملک عبدالعزیز با تهدید به ملی کردن صنایع نفت عربستان توانست آرامکو را واردا کند تا سود حاصل از فروش نفت را به صورت مساوی با دولت سعودی تقسیم می‌کرد. این قرارداد درآمد حکومت عربستان را به شدت افزایش داد. یک سال بعد نیز میدان نفتی سفانیه، بزرگترین میدان نفتی فراساحلی جهان در عربستان کشف شد.
پیوند این وقایع عربستان را با توجه به منابع عظیم نفت و موقعیتش در مرکز دغدغه‌های استراتژیک غرب قرار داد. در ابتدا تنها بازسازی اروپا مطرح بود اما به مرور جریان پایدار نفت از پادشاهی سعودی به سمت دنیا امری ضروری برای ثبات اقتصاد بین‌الملل تلقی شد.
از جمله مثال‌ها برای این موضوع بحران نفتی ۱۹۷۳ است. این بحران بر اساس توافق اعضای اوپک -که عربستان یکی از مهم‌ترین آن‌ها به شمار می‌رفت- مبنی بر تحریم و عدم فروش نفت اتفاق افتاد و در طول آن قیمت نفت از بشکه‌ای ۳ دلار به بشکه‌ای ۱۲ دلار افزایش یافت. دولت سعودی در طول همین بحران که خود یکی از اصلی‌ترین طراحان آن بود موفق به خرید ۲۵ درصد از سهام شرکت آرامکو شد و در نهایت در سال ۱۹۸۰ همه سهام این شرکت را به خود اختصاص داد. به این معنا سیاست‌های تولید و سرمایه‌گذاری نفت عربستان اهمیت ویژه‌ای برای جهان صنعتی و اخیراً جهان در حال توسعه پیدا کرد. این اهمیت در طول بحران‌های دیگر در منطقه و دنیا مانند حمله عراق به کویت و جنگ خلیج‌فارس بار دیگر افزایش یافت.
این اهمیت پس از آن‌که دولت سعودی اختیار کامل آرامکو را در دست گرفت به اوج خود رسید. آرامکو که حالا سعودی آرامکو نام داشت سرعت تغییرات عربستان و مدرن شدن آن را افزایش بخشید. نکته حائز اهمیت دیگر شکل‌گیری و گسترش روابط آمریکا و عربستان حول محور اکتشاف و تولید نفت بود.
این دو مساله در کنار هم موجب شد تا اقتصاد و جایگاه سیاسی عربستان پا به پای هم در عرصه بین‌المللی رشد کند. کنترل کامل منابع و صنایع نفت و گاز به حکومت عربستان اجازه می‌داد تا هم‌زمان با افزایش درآمد و سرمایه‌های خود، با استفاده از این اهرم استراتژیک موقعیت خود را بهبود ببخشد. موقعیتی که بسیاری از کشورهای منطقه با وجود ذخائر نفتی قابل توجه از آن جا ماندند، مانند عراق که به واسطه روابط ضعیف بین‌الملل و بی‌ثباتی اجتماعی- سیاسی‌اش موفق به بهره‌برداری مناسب از صنعت نفت و گاز خود نشد.

نفت عربستان سعودی را تهدید می‌کند

نفت موجب شد تا عربستان به سرعت از برخی جهات به جوامع مدرن نزدیک شده و به جمع بیست کشور ثروتمند دنیا ورود کند اما از آن‌جایی که بیش از ۹۰ درصد اقتصاد این کشور به نفت وابسته است، ممکن است همین طلای سیاه موجب افول ستاره اقبال این کشور شود. مصادیق این فرضیه را می‌توان در مواقع کاهش شدید قیمت نفت جست و جو کرد.
به طور مثال زمانی که قیمت نفت در سال ۲۰۱۴ به طرز چشمگیری کاهش پیدا کرد، یک هشتگ عربی با عنوان “شغل شما پس از به پایان رسیدن نفت..” در عربستان همه‌گیر شد. این هشتگ در واقع نشان‌دهنده عمق نگرانی مردم عربستان از به پایان رسیدن ذخائر انرژی و آینده کشورشان بود. نگرانی مردم در این باره البته پر بیراه نیست. در سال ۲۰۱۱ موسسه مالی سیتی گروپ در گزارشی هشدار داد که ذخایر نفت عربستان سعودی احتمالاً تا سال ۲۰۳۰ به پایان خواهند رسید. بسیاری در خود این کشور معتقدند که عربستان سعودی برای مواجه شدن با این شرایط آمادگی ندارد.
در نتیجه نگرانی‌هایی از این قبیل عربستان تصمیم دارد تا با جلب میلیاردها دلار سرمایه‌ خارجی، بخش‌های صنایع و معادن و همچنین عرصه‌های حمل و نقل و انرژی این کشور را متحول کرده و وابستگی کشور به درآمدهای نفتی را به شدت کاهش دهد. سال ۲۰۱۶، محمد بن سلمان این برنامه اقتصادی کلان خود را با نام “چشم‌انداز ۲۰۳۰” اعلام کرد.
اما جدا از این‌که ذخائر نفت عربستان به پایان خواهد رسید یا خیر، مساله مهم آن است که با توجه به نوع کشورداری حکومت، فقر، بیکاری و کسری بودجه به صورت مستمر در این کشور معضل به شمار می‌آیند. گزارشی از سازمان عدالت و توسعه خاورمیانه و شمال آفریقا در سپتامبر گذشته نشان داد که حدود ۵ میلیون شهروند سعودی در زیر خط فقر زندگی می‌کنند و از فقر و زندگی در خانه‌های تاریک و نامناسب رنج می‌برند. همچنین طبق اعلام صندوق بین‌المللی پول، نرخ بیکاری در عربستان کماکان یکی از بالاترین نرخ‌های بیکاری در بین کشورهای منطقه است و با وجود کاهش ۰٫۱ درصدی نرخ بیکاری در سال ۲۰۱۹ نسبت به سال قبل، ۱۲٫۷ درصد از جمعیت فعال این کشور (۳۳٫۴ میلیون نفر) بیکار هستند.
از سوی دیگر کسری بودجه عربستان با ۰٫۶ درصد افزایش نسبت به سال قبل به ۶٫۵ درصد از کل تولید ناخالص داخلی این کشور خواهد رسید اما افزایش قیمت نفت موجب خواهد شد کسری بودجه سال آینده به ۵٫۱ درصد کاهش یابد. علاوه بر کسری بودجه میزان بدهی‌ها نیز رو به افزایش بوده است به‌گونه‌ای که نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی عربستان از ۱۹٫۱ درصد در سال ۲۰۱۸ به ۲۳ درصد در سال جاری و ۲۴٫۷ درصد در سال ۲۰۲۰ افزایش خواهد یافت.

با توجه به همه این موارد به نظر می‌رسد نفت برای عربستان سعودی نیز مانند یک شمشیر دو لبه عمل می‌کند. اما چگونه؟ چگونه معیشت مردم کشور عربستان که مالک پرسودترین شرکت نفتی جهان یعنی آرامکو است دچار چنین مشکلاتی می‌شود؟

در مطالب بعدی به سازوکار شرکت آرامکو و چگونگی استفاده از پول نفت در عربستان می‌پردازیم.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false