×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
توسعه‎ در خزر را دريابيم

به گزارش گروه انرژی نفت خبر، تاريخچه دقيق فعاليت‎هاي اكتشاف و توليد اقتصادي نفت در كشورهاي همجوار درياي خزر مثل جمهوري آذربايجان به حدود قرن ۱۳ ميلادي بازمی‌گردد اما استخراج نفت در بخش خشكي آن در حوالي باكو به طور رسمی در سال ۱۸۶۹ ميلادي اتفاق افتاد.

شناخت خزر ایرانی

این پهنه‌ای آبی که از جنوب به ایران، از شمال به روسیه، از غرب به روسیه و جمهوری آذربایجان و از شرق به جمهوری‌های ترکمنستان و قزاقستان محدود می‌شود یک منبع بزرگ انرژی است. از این رو، همزمان با انجام عمليات اكتشاف و استخراج نفت از درياي خزر از سوی جمهوري‎هاي همجوار، ايران نيز مطالعات، بررسي‎ها و اقدامات خود را برای شناخت ميدان‎هاي نفتي در بخش ايراني این پهنه آبی به ثمر رساند که قدمت این فعاليت‎ها به سال‎هاي ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ میلادی برمي‎گردد که نتیجه آن، حفاری ۱۶ حلقه چاه (۱۱ حلقه در دشت گرگان، سه حلقه در مازندران و ۲ حلقه چاه در گيلان) بود که نتيجه خاصي از آنها حاصل نشد. بین سال های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۶ نيز سه حلقه چاه دريايي كم عمق (خزر -۱، مقداد و ميثم) در سواحل خزر جنوبی از سوی مديريت اكتشاف شركت ملي نفت ایران حفاري شد كه آنها نیز نتيجه اي در بر نداشتند.

البته شركت‎هاي نفتي فرانسوی، آلمانی و كارشناسان نفتي شوروي سابق هم در سال‎های ۱۹۲۸ تا ۱۹۴۲ حدوداً تعداد ۶ حلقه چاه كم‎عمق در استان‌هاي مازندران و گلستان حفاري کردند كه البته نتايج مطالعات خود را از کشور خارج کرده و ارائه ندادند.

همکاری غول های نفتی

در فاصله سال‎هاي ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۰ ميلادي به منظور انجام مطالعه جامع در بخش ايراني خزر، كنسرسيومي متشكل از سه شركت صاحب نام شل، لاسمو و وبا اويل (Veba oil) با همكاري شرکت نفت خزر به عنوان متولی حاکمیتی و دولتی فعالیت‎های نفت و گاز ایران در دریای خزر تشكيل شد كه در نتيجه آن يك گروه تحت عنوان گروه مطالعاتي خزر جنوبي (Sought Caspian Study Group) شروع به كار كرد و مهمترين دستاورد آن معرفي ناحيه عميق بخش ايراني درياي خزر به عنوان منطقه داراي پتانسيل بود.

يكي از اهداف گروه SCSG پي‌بردن به اين مسئله بود كه آيا مي‎توان در بخش ايراني خزر انتظار وجود سيستم نفتي (شامل سنگ منشاء، سنگ مخزن و پوش سنگ) را داشت كه با بررسي‌هاي انجام شده پاسخ اين سوال مثبت تشخيص داده شد و در طول ۲۲ ماه، ۱۰ هزار كيلومتر اطلاعات لرزه نگاري دو بعدي برداشت شد.  اين گروه مطالعاتي همچنين اطلاعات مربوط به ۲۶ چاه حفر شده در كشورهاي آذربايجان و تركمنستان را بررسي كردند و ارتباط ميان سازندهاي موجود در چاه هاي مختلف اين كشورها و چاه‌‎هاي حفر شده در ايران را مقايسه کردند. انجام مطالعه ژئو‌شيميايي نشت‎هاي نفتي و بررسي همخواني ميان اين نشت‎ها و سنگ منشاء‌هاي موجود در كشورهاي مجاور نیز از ديگر فعاليت‎هاي اين گروه بود.

کشف میدان سردار جنگل

با انجام مطالعات زمين‌شناسي و ژئو‌فيزيك، ۸۶ ساختار زمين‌شناسي در درياي خزر كشف شد كه ۴۶ ساختار آن وضعيت بهتري داشته‎اند، از میان آنها نیز هشت ساختار منتخب در اولويت مطالعات جامع به منظور اكتشاف و توليد قرار گرفتند. در نهایت در سال ۲۰۰۹ عمليات حفاري بر روي يكي از همين هشت بلوك‌ اولويت‌دار انجام شد كه نتيجه آن كشف ميدان هيدرو‌كربوري سردار جنگل در آب‎هاي عميق درياي كاسپين در سال ۲۰۱۱ میلادی معادل سال ۱۳۹۰ خورشیدی بود.

حفاری نخستین حلقه چاه در این میدان تا عمق حدود ٢ هزار و ٥٠٠ متری پیش رفت. چاه دوم میدان سردارجنگل نیز در ١٤٢٣متری غرب چاه نخست این میدان و تا عمق حدود سه هزار و ٥٠٠ متری با هدف فعالیت اکتشافی/توصیفی حفاری و در سال ۲۰۱۵ میلادی آزمایش و بهره برداری شد. محاسبات حجمی شرکت نفت خزر نشان داد، نفت درجای سردار جنگل حدود ٢ میلیارد بشکه است و به نظر می رسد در عمق‎های بیشتر، پتانسیل‎های بیشتری نیز وجود داشته باشد.

مصائب حفاری در آبهای عمیق

در نگاه نخست، ماهیت حفاری در آب­های عمیق، فلات قاره و خشکی یکسان به نظر می‎رسد ولی شرایط خاص ناشی از جدایی سکوی نیمه شناور از بستر دریا، نصب تمامی تجهیزات سرچاهی در بستر دریا و ماهیت اقلیمی متغیر دریا، حفاری در آب­های عمیق را از پیچیدگی به مراتب بیشتری برخودار کرده که به استفاده از فناوری‎های نوین و پیشرفته نیاز دارد. انجام عملیات حفاري و مطالعات زمین‌شناسی در درياي کاسپین با ويژگي‌ها و پيچيدگي‌هاي خاص خود همراه است. سرعت رسوب‌گذاری در اين گستره آبي بالاست و مشکلات زیادی را براي اجراي عمليات حفاری و زمین‌شناسی ایجاد مي‌کند که قابل قیاس با حفاری در خلیج فارس نیست، ضمن اینکه شباهت زیاد میان لایه‌های زمین‌شناسی، دستیابی به اطلاعات را به شدت پیچیده کرده است.

حفاران برای حفاری در آب­های عمیق از همان ابتدا باید آمادگی رویارویی با شرایط پیش بینی نشده را داشته باشند که علت این امر آن است که حداقل تا یک‎هزار متر زیر بستر دریا فوران آب و گاز وجود دارد، ضمن اینکه محل وجود آب در لرزه­نگاری­ها مشخص نمی شود.

در خشکی یا آب­های کم­عمق هم آغاز حفاری معمولا با مته ۲۶ اینچ و یا ۳۶ اینچ و در فضای استاتیک انجام می‎شود و سکوی حفاری نیز با پایین بردن پایه­های خود در کف دریا حالت ثبات و پایداری به خود می­گیرد، اما حفاری در دریای کاسپین با یک سکوی حفاری نیمه شناور که متصل به هشت زنجیر است، انجام می­شود که حتی یک موج هم می­تواند نظم سکو را بر هم زند و عملیات حفاری را متوقف کند. همچنین جریان­های آب، گاز و هیدرات­های گازی با ورود به آب، تبخیر و ایجاد اختلاف وزن مخصوص، می­توانند ضمن بر هم­زدن تعادل سکو، موجبات غرق شدن آن را فراهم کنند.

مشکل حفاری در بخش ایرانی خزر

نبود چاه و يا ميدان‎های نفتي مجاور به منظور انجام عمل تطابق (correlation) مهمترين چالش كار زمين‌شناسان عملياتي در بخش ايراني حوضه خزر است. برای شناخت تشكيلات زمين‌شناسي و يا سازندها و نيز مخازن هيدروكربوري از شباهت‌هاي موجود بين چاه در حال حفاري با چاه‎هاي مجاور كه معمولاً فاصله‌اي حدود ۵۰۰ متر تا حدود ۲ كيلومتر در اكثر حوضه‌ها دارند استفاده می شود، در حالي كه نزديكترين ميداني كه اطلاعات خوبي از آن موجود است (ميدان شاه‎دنيز كشور آذربايجان)، تقريباً ۱۷۰ كيلومتر با ميدان سردار جنگل فاصله دارد كه اين امر ريسك عمليات زمين‎شناسي را افزايش مي‎دهد. با این وجود شرکت نفت خزر تا حدودي از نمونه‎ها و اطلاعات زمين‎شناسي ميدان شاه‎دنيز استفاده كرده و به نتايج خوبي هم دست يافته است.

اهمیت سرمایه گذاری در خزر

کشف منابع نفت و گاز در بخش ایرانی دریای خزر بیش از منفعت اقتصادی، از نظر تثبیت حاکمیت و سهم ایران در این دریا، اهمیت ویژه‎ای دارد. در ایران به خصوص در مناطق جنوبی به قدری میادین مشترک و توسعه نیافته نفت و گاز وجود دارد که شاید تا مدت‌ها به علت هزينه بالای فعاليت هاي بالادستي نظير اکتشاف و استخراج نفت، نوبت به توسعه میادین نفت و گاز در آب‌های عمیق دریای خزر نرسد، اما نباید نفت منطقه شمال کشور را به حال خود واگذاشت زيرا سرمايه‎گذاري در منابع نفتي منطقه، از نظر استراتژيک و حضور فعال ايران و جلوگيري از دست‎اندازي ديگر کشورها به منابع نفتي ايران در منطقه ضروري است.

میدان سردارجنگل واقع در آب‎های عمیق خزر از جمله میدان‎های نفتی کشور است که در کنفرانس تهران و برای توسعه در قالب مدل جدید قراردادهای نفتی معرفی شد؛ شركت‎های متقاضی برای فعالیت در پروژه‎های تعریف شده خزر می‎توانند از امكانات و زیرساخت‎های موجود در شمال كشور استفاده كنند و پایانه نفتی شمال، شركت صدرا، حفاری شمال و شركت اكتشاف و تولید خزر، ظرفيت‎هاي خوبي را در اين منطقه ايجاد كرده‎اند.

مذاکره با خارجیها برای جذب سرمایه

با توجه به اهمیت توسعه خزر و اینکه دانش حفاری در آب‎های عمیق در انحصار تعداد معدودی از کشورهای جهان است، مذاکره با کشورهای صاحب نام برای توسعه و تولید از میدان سردار جنگل و استفاده از دانش و تجربیات آنها در اولویت شرکت ملی نفت ایران است که البته در این زمینه تعامل و همکاری بین دستگاه‎های نظارتی و عملیاتی برای تحقق اهداف عالی نظام جمهوری اسلامی ایران نیز ضروری به نظر می رسد.

بي‎ترديد توسعه سردارجنگل نیازمند سرمایه‎گذاری‎های کلان، به‎كارگيري فناوری‎های نوین و مشارکت سرمایه‎گذاران خارجی است. رئیس مجمع نمایندگان استان مازندران چندي پيش اعلام کرد که سرمایه‌گذاری در خزر از جمله دغدغه‌هایی است که انتظار داریم این موضوع توسط مسئولان وزارت نفت جدی گرفته شود. در اين ميان، هرچند تاکنون با برخی کشورهای خارجی از جمله نروژ که دانش حفاری در آب‎های عمیق را داراست مذاکراتی انجام شده اما هنوز هیچ کدام نتیجه قطعی به همراه نداشته است. بیژن زنگنه، وزیر نفت هم چندی پیش به نبود متقاضي براي سرمایه‎گذاري در خزر اشاره کرد. اين مطالبات از يك سو و نبود متقاضي از سوي ديگر، نشان مي‎دهد بايد براي توسعه در خزر فكري اساسي كرد.

تشکیل کمیته سرمایه گذاری در نفت خزر

هر چند به گفته وزیر نفت، هنوز هیچ شرکتی به طور قطعی برای توسعه خزر اعلام آمادگی نکرده است، اما با تغییر مدیرعامل شرکت نفت خزر به عنوان متولی حاکمیتی و دولتی فعالیت‎های نفت و گاز ایران در دریای خزر طی ماه‎های اخیر، خبرهایی مبنی بر تشکیل کمیته سرمایه‎گذاری به گوش می‎رسد. شرکت نفت خزر با توجه به مسئولیت‎های تعریف شده خود در صدد است با پیشبرد مذاکرات با شرکت‎های بین‎المللی و صندوق‎های سرمایه‎گذاری خارجی، مقدمات توسعه و جذب سرمایه و فناوری در خزر را فراهم کند تا مذاکرات به صورت هدفمندتر و اثربخش‎تر دنبال شود. تاکنون در این کمیته مذاکره با شرکت‎های توانمند بین‎المللی برای جذب مشارکت و سرمایه‎گذاری در مطالعه، اکتشاف، توسعه و تولید نفت در دریای خزر انجام شده است. طی هفته‎های اخیر هم جلسات مشترکی با نمایندگان صندوق‎های انرژی و شرکت‎های خارجی نفت و گاز اعم از شرکت‎های فعال در حوزه حفاری و اکتشاف از کشورهای نروژ، روسیه و چین در شرکت نفت خزر برگزار و در جریان آن، فرصت‎های همکاری به منظور انجام فعالیت‎های توسعه‎ای بررسی شده است.

رژیم حقوقی خزر

تنظیم رژیم حقوقی خزر بین ایران و کشورهای همسایه و انعقاد معاهده حقوقی که متضمن حفظ منافع کامل ایران است و همچنین جلوگیری از شکل‌گیری توافق‌های سیاسی امنیتی علیه ایران نیز نکته مهمی است که باید به آنها توجه شود. البته همان طور که وزير نفت بارها تأکید کرده است، بدیهی است که مسئولیت پیگیری و احقاق حق ایران درباره رژیم حقوقی دریای مازندران، به عهده وزارت امور خارجه است که در این میان، تشکیل کمیته ویژه ای متشکل از دیپلمات های خبره وزارت نفت و وزارت امور خارجه ضروری به نظر می‎رسد تا با بکارگیری دیپلماسی انرژی کارآمد و پیگیرانه، شناسایی حقوق حقه ایران در این گستره آبی بین المللی و تقسیم منافع و ذخایر آن بر مبنای برابری را از سوی کشورهای همسایه خزر، قطعی کنند.

جان کلام…

سرمایه‎گذاری شرکت‎های خارجی به منظور اکتشاف و توسعه صنعت نفت و گاز و انتقال فناوری‎های روزآمد به ویژه در کشورهایي که با کمبود بودجه دولتی و ضعف یخش خصوصی داخلی در تامین منابع مالی مواجه هستند، ضروری و حیاتی است که این ضرورت در مورد حفاری در آب‎های عمیق خزر که نیازمند سرمایه گذاری کلان است هم مصداق دارد. به نظر می‎رسد به دلیل نبود جذابیت‎های لازم، ریسک بالای توسعه‎ای سردارجنگل و نبود سرمایه گذار، استفاده از مدل جديد قراردادهاي نفتي هم نتواند پاسخگو باشد و شاید بهتر است صنعت نفت استفاده از مدل قراردادي مشارکت در تولید را در خزر مدنظر قرار دهد. اين مدل به دلیل مقبولیت جهانی می‎تواند به تسریع توسعه میادینی که نیازمند سرمایه گذاری‎های کلان هستند کمک کند و در مورد توسعه بخش ایرانی کاسپین، یگانه بستر مناسب برای تحقق این مقصود محسوب می‎شود.

لازم به یادآوری است که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، سهم ایران در دریای مازندران و از منابع هیدرورکربوری در اعماق آن تا حد زیادی کاهش یافت؛ میانگین عمق آب در محدوده آب‌های حاکمیتی ایران در این حوزه آبریز بیش از ۳۰۰ متر است و بخش چشمگیری از منابع نفتی و گازی گمانه‌زنی شده در این آب‌ها در عمقی بیش از ۸۰۰ متر واقع شده است؛ در چنین شرایطی هیچ کشوری حاضر نشده است، مطابق با قانون کنونی نفت ایران، در اکتشاف و توسعه منابع هیدروکربوری در آب‌های حاکمیتی ایران در این منطقه سرمایه‌گذاری و فعالیت کند، حتی با انعقاد قراردادهای بیع متقابل! بیشتر این شرکت‌ها پس از برگزاری چند دوره نشست و گفت‌وگو، مطالعاتی را انجام می‌دادند و سرانجام با جمهوری آذربایجان قرارداد منعقد می‌کردند.

کشورهای حاشیه دریای مازندران هم در آغاز که سرمایه و فناوری بهره‌برداري از منابع هيدروكربوري در آب‌های عمیق را نداشتند، مجبور شدند از قراردادهاي مشارکت در تولید استفاده کنند؛ این کشورها تاکنون میدان‌های گازی و نفتی متعددي را در اين پهنه آبي توسعه داده‌اند، سابقه توسعه با مدل مشاركت در توليد در كشورهاي استقلال يافته اتحاد جماهير شوروي سابق (آسياي ميانه) نشان مي‌دهد اين كشورها براي توسعه منابع نفتي و گازي خود در درياي مازندران، امكانات مالي و توانمندي‌هاي لازم را نداشتند، بر اين اساس، جمهوري آذربايجان، تركمنستان و قزاقستان با انعقاد قراردادهاي مشاركت در توليد ميدان‌هاي خود را توسعه دادند و اكنون بسيار پيش‌تر از ايران هستند، در حالی که ایران تاکنون تحرك اكتشافي و توسعه‌اي چشمگيري در اين عرصه نداشته است، البته به جز نوع قرارداد مسائل سیاسی نيز در فعاليت‎هاي توسعه‎اي در خزر بي‎تاثير نيست.

هزینه اکتشاف و تولید در دریای مازندران به‌ويژه در آب‌های عمیق آن بسیار بالاست، براي مثال، هم اکنون هزينه اجاره دکل حفاري در درياي مازندران چندین برابر حفاری در خلیج فارس است، از این رو، اكتشاف در خزر ریسک بسیار بسیار بالایی دارد؛ افزون بر اين، زمین‌شناسی در دریای مازندران در قياس با سایر نقاط همچون زاگرس و فروافتادگی دزفول، پيچيدگي‌هاي بيشتري دارد.

با توجه به اين شرايط، به نظر مي‎رسد اگر شركت معتبر، توانمند و صاحب دانش و سرمايه، براي اكتشاف و بهره‌برداري از ذخاير هيدروكربوري درياي مازندران، در چارچوب عقد قرارداد مشاركت در توليد اعلام آمادگي كرد، نبايد فرصت را از دست داد؛ براي توسعه در این منطقه بايد رابطه ميان ریسک و پاداش منطقی باشد.

 

 

 

 

 

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false