×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
در باب خام فروشی نفت و تمثیل شترمرغ

به گزارش گروه رسانه ای نفت خبر به نقل از کانال تلگرامی از نفت چه خبر، هفته گذشته در یک مسابقه فوتبال در لیگ قهرمانان آسیا، استقلال در مقابل العین قطر، با اشتباهات داوری، دو بر دو متوقف شد. چند روزنامه و سایت ورزشی و حتی روزنامه ای مثل جام جم، فردای آن روز تیتر زدند که استقلال به دلارهای نفتی باخت! یعنی اینجا دلارهای نفتی به نفع امارات و یحتمل، عربستان که در فوتبال هم مثل سیاست و اقتصاد ضد ایران است و همپیمان امارات، عمل کرده است! مثل زمانی که عربستان، موفق شد کنفدراسیون فوتبال آسیا را مجاب کند که برای بازیهای لیگ قهرمانان فوتبال آسیا به تهران نیاید و میزبانی تیمهای ایرانی هم به عمان افتاد که تعداد تماشاگران عربستانی در آن بیش از ایرانی هاست و آن موقع هم گفتند کار، کار دلارهای نفتی است!

یک مثال دیگر : همان روزهای هفته گذشته، ملک سلمان، ولیعهد عربستان سعودی به لندن رفته بود. شاه بیت اغلب تحلیل ها و گزارشها در این زمینه در رسانه های کشورمان، حاکی از این بود که سلمان با دلارهای نفتی به لندن رفته و دست پر بر می گردد.

دو مثال بالا که هیچکدام هم صرفا اقتصادی نیست، نشان می دهد چقدر دلارهای نفتی که حاصل فروش حجم بالایی از نفت است، از نظر خود ما هم مهم است. خیلی از همین افرادی که موفقیتهای عربستان را به طور خاص و اعراب را به طور عام به دلارهای نفتی شان ربط می دهند – که البته بی ربط هم نیست – گاه در قامت مخالف خام فروشی قد علم می کنند و می گویند فروش نفت خام بد است و باید آن را به فرآورده تبدیل کنیم و صادر کنیم که البته این هم حرف بی ربطی نیست. اما نکته اینجاست که نفی خام فروشی به معنای چشم بستن به روی فوایدی است که دیگران به خوبی از آن بهره می برند.

افزایش صادرات نفت خام، نه تنها یک ایراد نیست، بلکه یک اهرم قدرت استراتژیک است که هنوز هم در دنیا ارزشمند است. ۴۰ سال پیش محمدرضا پهلوی، یا به دلیل شوک دادن به بازار نفت یا به دلیل اطلاعات نه چندان کامل آن روزها درباره ذخایر نفت جهان، گفته بود نفت ۲۵ سال دیگر تمام می شود. اما تمام نشد و برآوردها نشان می دهد بعید است تا ۴۰ سال بعد هم تمام شود و حتی ارزشش کم شود. همین پیشبینی هاست که باعث شده حضور روسیه در بازار نفت روز به روز پررنگتر شود و امریکا هم به صادرکننده نفت تبدیل شود و به جرگه خام فروشان بپیوندد و جایگاه عربستان اندک اندک به جایگاه سوم تولیدکنندگان نفت جهان تنزل کند. چون فروش بشکه های نفت بیشتر، نه تنها یک اهرم اقتصادی، بلکه یک ابزار دیپلماتیک است.

ایران زمانی توانست در اوپک قدرت بگیرد که تولید و به تبع آن فروش نفتش بیشتر شد. آن سالهای سیاه تحریم، ایران حتی توان مقابله با طرح لغو سقف سهمیه تولید کشورهای عضو اوپک را هم نداشت و اگر هم داشت آن زمان فایده ای برایش نداشت چرا که اصلا تولید قابل اعتنایی نداشت که بتواند به پشتوانه آن چانه زنی کند.

ضرورت تبدیل نفت به فرآورده، و ارزش افزوده بیشتر صادرات فرآورده، نکته ای نیست که بتوان آن را انکار کرد. اما بر خلاف کسانی که خام فروشی نفت را به کل نفی می کنند تا اهمیت تبدیل نفت به فرآورده را نشان دهند، اعتقاد دارم صادرات نفت، اگر از منظر اقتصادی مهمتر از صادرات فرآورده نباشد، از منظر سیاسی و دیپلماتیک،می تواند یک اهرم قدرت برای چانه زنی در اوپک و غیر اوپک باشد. تبدیل نفت به فرآورده و صادرات آن مهم است، خیلی هم مهم است، اما این نباید به معنای نفی اهمیت صادرات بشکه های نفت بیشتر باشد. این که صادرات نفت خودمان را نفی کنیم، بعد که در ورزش و اقتصاد و سیاست و هرجا از عربستان و اعراب همپیمانش عقب می افتیم، یادمان بیفتد که دلارهای نفتی هم می تواند خوب باشد – البته برای همسایه! – نشان می دهد هنوز تکلیفمان با آن شترمرغی که در ابتدا گفتم معلوم نیست!

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false