×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
تهران نفت ندارد

نزدیک به ۶ دهه از زمانی که موج ملی‌گرایی به نفت ایران رسید می‌گذرد. آن‌قدر در این‌باره قلم‌فرسایی شده که افشای اسناد طبقه‌بندی شده کودتای آمریکا و انگلیس علیه مصدق هم تازه‌های زیادی ندارد و اگر هم داشته باشد، مصالح گوناگونی از نقل و تحلیل آنها جلوگیری می‌کند اما در آستانه روز ملی‌شدن نفت ایران، شهرداری تهران با نفت‌زدایی از تهران، خیابانی که به‌نام طلای سیاه بود را به‌نام ملی‌کننده‌اش یعنی «دکتر محمد مصدق» کرد. اگرچه مصدق تمام سرمایه اجتماعی و سیاسی و حقوقی خود را برای آوردن سند نفت به تهران خرج کرد، حالا برای تجلیل از او نفت به نام مصدق می‌شود و این هم از هنرهای ناب ایرانی‌ست.

تقریبا در همان روزی که خبر نفت‌زدایی از تهران اعلام شد، خبر تعویق خصوصی‌سازی شرکت ملی نفت عربستان سعودی و پس از آن اخراج وزیر نفتی کابینه آمریکا هم روی تلکس خبرگزاری‌ها رفت. این نوشتار (به‌رسمی که نویسنده دارد) قصد قضاوت یا نتیجه‌گیری نخواهد داشت اما نکاتی مهم در اخبار روزمره وجود دارد باید یادآوری شوند.

نخستین نفت عربستان ۴ دهه پس از نخستین نفت ایران کشف شد و ملی‌شدن این صنعت در عربستان بدون کوچکترین تنش و با خرید سهام از طرف‌های خارجی تا دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی به‌طول انجامید یعنی ریاض در ملی‌کردن هم حداقل ۲ دهه از ایران عقب‌تر بود. اطلاعی از اینکه آیا هیچ خیابانی در ریاض به‌نام نفت یا آرامکو وجود دارد یا خیر ندارم اما می‌دانم که امروز ۵ درصد از سهام آرامکو به ارزش تقریبی ۱۰۰ میلیارد در آستانه عرضه عمومی قرار گرفته و برای رسیدن به این هدف، عربستان تمامی اهرم‌های جهانی را در میدان نفت به‌بازی گرفته و اندوخته ارزی این کشور از محل درآمد نفت و مشتقات آن بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار است.

آمریکا معادله‌ای متفاوت داشته و دارد؛ در این کشور به‌غیر از پارک‌های حیات وحش، اداره تحقیقات (FBI) و چند چیز دیگر، هیچ صنعت یا فعالیتی ملی نیست و هر بخش خصوصی می‌تواند راهی برای رشد و شکوفایی بیابد. از دل صنعت نفت آمریکایی نیز اتفاقات کوچک و بزرگ زیادی بیرون آمده که آخرین نمونه آن انتقال مدیرعامل اکسون موبیل به‌عنوان بزرگترین شرکت نفتی خصوصی جهان، به وزارت امور خارجه بود. رکس تیلرسون کمی بیشتر از ۱۴ ماه قبل یک کرسی ۴۰ ساله در رأس نفت خصوصی جهان را رها کرد تا به رأس هرم دیپلماسی قدرتمندترین اقتصاد دنیا برود اما برخلاف جایگاه قبلی، اینجا رئیسی داشت که منطق و عقلانیتش با او متفاوت بود. جدا از مباحث دیپلماسی، او توانسته بود ۴ دهه در مسندی دوام بیاورد که هر سنت (یکصدم دلار) می‌تواند به‌منزله پایان کارش باشد. در دورانی که نسل او بر میدان‌های نفتی آمریکا مسلط شده‌اند حتی منافذ بسیار کوچک صخره‌های شیل نیز نتوانسته مانع از تولید نفت شود و اکنون ایالات متحده به‌جای اینکه بزرگترین وارد کننده نفت باشد، در تلاش برای تبدیل شدن به بزرگترین تولید کننده نفت است.

امروز خاورمیانه اثرگذاری خود بر نفت را تا حدود بسیار زیادی از دست داده است. رویترز در تحلیل روزانه قیمت، نگاهش به تولید آمریکا و درخواست چین است. اوپک با کمک روسیه و ۱۰ کشور خارجی دیگر، فقط می‌تواند بر مازاد عرضه غلبه کند و تقریبا تمامی کشورهای عضوش با بحران‌های کوچک و بزرگ اقتصادی، سیاسی و نظامی دست و پنجه نرم می‌کنند. حتی نایب‌السلطنه سعودی هم چشم‌انداز ۱۰ ساله‌ای برای نفت‌زدایی و ارتقاء اجتماعی  تعریف کرده تا کشوری به‌شدت اصولگرا را به جامعه جهانی نزدیک کند و به‌خوبی می‌داند که اگر اینده‌ای برای نفت وجود داشته باشد، در پتروشیمی‌ها نهفته است.

پس از ترامپ و بن سلمان، در تهران هم ما نفت‌زدایی کردیم؛ ۶۰ سال پس از حادثه، از قهرمانش تجلیل کردیم. دیگر کسی ظفر تا میرداماد را از نفت نمی‌رود ولی نمی‌دانم اگر مصدق امروز را می‌دید، باز هم ۲۹ اسفند تعطیل بود یا نه. چند ماه قبل و در نخستین اکران فیلم «نامه‌های یک جاسوس نفتی»، زنگه به‌صراحت گفت که هرچه قیمت نفت افزایش یابد، نهایتا شاید از پس حقوق و مزایای کارکنان دولت برآید، نباید آینده مملکت را با درآمد نفتی برنامه‌ریزی کرد؛ این چکیده‌ای‌ست که از آنچه با میراث «مصدق» کردیم.

 

 

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


false